كروهى را ده و بيست و سى و على هذا . و كروهى را در بند و زندان اندازند . و بند و زندان نيز متفاوت و مختلف و متنوع بوذ . و كروهى را شكنجه و عذاب فرمايند . و آن نيز متنوّع و مختلف بوذ . و كروهى را كشتن فرمايند و صورت كشتن نيز متنوّع بوذ . همجنين حق تعالى جهت بهشتيان بحسب اعمال هر كروهى از ايشان مرتبهء و حكمى فرموذه و جهت دوزخيان همين سبيل . و لا شك در آن تفاوت باشذ و جنان بايذ تا بموجبى كه ذكر رفت بر جادهء عدالت بوذه باشند . و جون مقرر شذ كه عذاب دوزخيان متنوع تواند بوذ ، اكر همه عذاب به آتش فرموذى فحسب . بس تنوع آن مفقود بوذى و نشايذ . لا جرم بعضى آنست كه عذاب ايشان به آتش باشد و آن را [ 7 ] مراتب بسيار توانذ بوذ . مثلا جنانجه كناهكارى را بحرارت آفتاب فحسب عذاب دهند . و بعضى از حرارت خانها كرم كه در آن آتش بسيار افروخته باشند و دوذ نيز باشذ تا از آن متأذّى كردند يا آنكه در حمام آب سخت كرم باشذ بريشان ريزند جنانجه از آن متأذّى كردند يا آنجه كناه كارى را بر جوبى بندند و از دوذ مانند آنكه مرغ كباب كنند ميكردانند يا آنجه در آتش مىاندازند ، و بيش از آنكه بميرذ بيرون مىآرند و باز در آتش مىاندازند . و سختتر از آن مانند آنجه حقّ تعالى فرموذه :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
« 1 »
»
.
و سختتر از آن آنكه سوخته كردند و خاكستر شوند و ديكرباره زنده كردند و ديكرباره سوخته كردند ، جه اكر تكرّر حيوة نبوذى تكرّر مردن نيز صورت نبستى و درين صورت اكر تكرّر حيوة و ممات نبوذى بعد از يك نوبت عذاب كه سوخته شوند متصوّر نبوذى و آن يك لحظه باشذ . بس عذاب ابدى مفقود كردذ لا جرم ضرورت شوذ كه جهت تعذيب ايشان بعد از آنكه سوخته كشته باشند زنده شوند و بعد از آن بسوزند و ديكرباره زنده شوند تا عذاب تمام متصوّر بوذ . و مصدّق اين معنى قوله تعالى :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
« 2 »
»
.
و جون كناه بيشتر بوذ بايذ كه عذاب زيادت ازين بوذ بموجب مذكور . و جون اين قاعده مقرّر شذ ، واجب ديذم كه هر آيتى كه ايشان دستور ساختهاند و بر بالا نوشته شذه آنجه مظنّهء ايشانست و آن را بباطل معنى و آيتى انديشيذه ، وجهى كوئيم كه ظنّ بكلّى مرتفع شوذ و اين معنى باطل از دماغ باك كردذ ، نه بشيوهء آنكه تفسير آيات كنيم ، جه تفسير آن علماء اسلام جنانجه مىبايذ كرده باشند و آن كافى بوذ . بل بر سبيل لطيفه كلمهء جند جهت
هامش
( 1 ) - النساء ( 4 ) : 56
( 2 ) - ايضا