تا اكثر مردم كه بر آن واقف نيستند كه برهان قائم است كه دو جيز من كل الوجوه بهم ماننده نبوذ و از آن غافل [ 10 ] كه هر حيوانى با وجود اختلاف ايشان در نقصان مانند آدميان كه اشرفند جنس و صنف و شخص دريشان نيز مدخل دارذ و ايشان نيز بذان واسطه امّتى باشند . لا جرم لفظ امّت بذيشان حوالت فرموذه و قيد برين تقرير آنكه نفرموذه « الّا كانوا امم امثالكم » جه اكر امّت بر حيوانات نشايستى كه اطلاق رفتى قطعا بايستى كه فرموذه بوذى « كانوا امم امثالكم » تا هم امت بر انسان فحسب مطلق بوذى و هم آنجه اهل تناسخ مىطلبند كه بيشتر ايشان آدمى بوذهاند ، صادق توانستى بوذن و جنين نفرموذه ، جه آن محالست و آنجه فرموذه كه
« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ »
يعنى در آفرينش هيج تقصيرى نرفته خلقت اشيا بران وجه آمذه كه نامتناهى تواند بوذ و صفت نامتناهى بوذن در همه صادق ، جه صفات او از تناهى منزّه است و آنجه در ما قبل آيات و درين آيت بعضى حوالت باللّه كرده و بعضى با ربّ ، جهت آنست كه هر چه اقربست ، بصفات او ، حوالت باللّه كرده جنانجه رجوع مطلق آدمى در همه مواضع با اللّه كرده و هر جند اللّه ربّ حقيقى است ، لكن بعضى ربّ بوسايط هستند كه شبه صفات حقّ تعالى تواند بوذ . و رجوع هر جيز با آن باشذ جنانجه كفتهاند : « كلّ شىء يرجع الى اصله » . و ربّ حقيقى كه مبدأ همه است ، اوست تعالى و تقدس و مصدّق اين تقرير قوله تعالى :
« سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى »
« 1 » ، و در قصهء يوسف عليه السّلم فرموذه كه :
« رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ »
« 2 » مقوّى اين تقرير است . و در باب احوال كيفيّت وسائط بعضى اشيا ناصر خسرو كفته ، شعر :
باقيست جرخ كرده يزدان و شخص تو * فانيست ز آنكه كرده اين بىخرذ رحاست
آية ديكر قوله تعالى :
« إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ
ط » « 3 » .
كوئيم بموجبى كه در سابق تقرير رفته و بيان كرده شذه كه دركات دوزخيان بسيار متفاوت و مختلف است و هر جند همه در دوزخ باشند لكن مشركان و كافران كه ايشان
هامش
( 1 ) - الاعلى ( 87 ) : 1
( 2 ) - يوسف ( 12 ) : 33
( 3 ) - الاعراف ( 7 ) : 40