تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
بحسب ميلان خاطر خوذ را در زمرهء آنان آورده‌اند كه « من فسّر القرآن برأيه فقد كفر » بل از آن كروه شذه كه حق تعالى در حق ايشان مىفرمايذ كه :
« الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ
ج
هُمْ فِيها خالِدُونَ »
« 1 » . و معنيى كه غير مطابق و معنيى كه غير مطلوب و تفسيرى كه غير واقع است در بعضى آيات بسته و آن را دستور ساخته تا همجنانك خود ضالّ باشند ، مضلّ نيز كردند . و بعضى مسلمانان را كه تمام عقل و علم نباشند ، به آنان بفريبانند و بتدريج ايشان را نيز هم جنين خوذ كردانند و دعوى ايشان آن باشد كه ما به احكام و آيات قرآن كار مىكنيم ، جه آن را دستور ساخته باشند اين واجب جنان [ 6 ] كنذ كه علاج آن وساوس هم از قرآن و آيات آن كنند و معنيى كه ايشان تصوّر كرده و بر آن آيات بسته بر وجهى تقرير كنند كه بنزد ايشان حقيقت كردذ كه آن باطل است و دست‌افزار ايشان را نمىشايذ تا بكلّى دست از آن بشويند و بذان تعلّق نتوانند ساخت و تمسّك بذان نتوانند جست ، بس بذان مشغول شذه . كوئيم در آن شك نيست كه طريق بحث نزد علما آنست كه ادلّهء طرفين را معارضه كنند . هر كذام كه راجح آيذ حكم آن را بوذ . و جون اين قاعدهء مقرّر است ، عجيب ميدارذ كه اين معنى تصوّر نكرده‌اند و از آن غافلند كه ايشان دست‌افزار مىسازند كه در قرآن باضعاف آن آيات صريح به احكام بهشتيان و دوزخيان منزل كشته و جهت هر يك حكمى معيّن كرده و بنياذ بر آن مىنهند ، و التفات بذان نمىكنند و جند آيت مختصر را دستور خوذ ساخته كه معنى آن فهم نكرده و با رأى باطل خوذ تفسيرى معمّى مبهم كه مخالف عقل و نقل است باديذ كرده و بنياذ بر آن مىنهند تا به حكم آنان آمذه كه « من فسّر القرآن برأيه فقد كفر » بل در حكم آنان كه حق تعالى در شان ايشان فرموذه كه :
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
ط
فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ
ج
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ
م
وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا
ج
وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ
« 2 » آمذه‌اند ، جه آن معنى كه ايشان بر آن مىبندند از ميلان خاطر ايشانست به تناسخ ، جه اكر نجنين بوذى ديكر آيات بسيار صريح را كه در آن باب آمذه اعتبار نهاذه با آن
هامش
( 1 ) - البقرة ( 2 ) : 39 ( 2 ) - آل عمران ( 3 ) : 7