تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
متواتر و متوالى ، ايشان را معانى دقيق در باب [ 255 ] . . . « 1 » ، سر . . . دن . . . « 2 » حكمت بد . . . . . . « 3 » خوذ نسبت كردى جه دهنده اوست و به غير . . . « 4 » . و جون ثانيا بر صيغت . . . « 5 » مذكور كه باشد و كه توانذ بود . و اشارت يكيست و ديكر بار تغيير لفظ كرده ، بر صيغت بناء مجهول ماضى . . . « 6 » و آنج فرموذه كه
« مَنْ يَشاءُ »
« 7 » . يعنى بدهذ ، بهر كس كه خواهذ و در آن شكّ نيست ، كه هر كرا دهذ بحسب عدل و راستى باشذ ، نه بر حسب مجرّد ارادت فحسب . و لا شكّ در ضمن اين تغيير عبارت حكمتى دقيق و معنى عميق باشذ . و الّا سياق جمله آيت بر يك نهج بوذى . بس در باب توضيح اين معانى مىكوئيم كه : ابتدا داذن حكمت بخوذ فرموذ تا معلوم شوذ كه جنين موهبتى شريف كه مخصوص باشذ بخواصّ حقّ تعالى بىواسطهء ديكرى بخوذى خوذ انعام مىفرمايذ و آنكه فرموذ كه
« مَنْ يَشاءُ »
« 8 » و آن را بخواست خوذ حوالت كرده ، ببايذ دانست كه خواست حقّ عين عدل و راستى باشذ . و از اغراض منزّه ، و قطعا با كسى كه لايق عطيّهء معيّن نباشذ ، آن را بوى ندهذ جه عطيّه . به غير استحقاق كسى دهذ كه قدرت او از عطيّهء مناسب قاصر باشذ ، يا معرفت مناسبت نداشته باشذ ، يا در ضمن آن او را غرضى باشذ . يا عجزى بوذ . و ايزذ تعالى ازين جمله منزّه است . و برأى العين مشاهده مىروذ كه باذشاهان عادل كه ببعضى از صفات حقّ موصوف باشند ، جون خزانهء ايشان از انواع اموال مملوّ باشذ ، مىباشذ و معرفت قدر هر كس دارند . و ايشان را غرضى و عجزى زيادت نه . اكثر عطاياء ايشان مناسب حال و بموقع مىباشذ . و از آن ديكران كه اين صفت نداشته باشند ، لا شكّ ارادت ايشان مختلف باشذ . و آنجه دهند نامناسب و به غير موقع . و بموجبى كه تقرير رفت مقصود از
« مَنْ يَشاءُ
آنست كه به كسى دهذ كه مستحقّ و لايق باشذ . و صيغت دوم كه فرموذ :
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ »
« 9 » اشارت به اين معنى است كه تقرير رفت تا از سياق اين لفظ معلوم شوذ كه معنى
« مَنْ يَشاءُ
يعنى هر كس كه لايق او باشذ ، به او داذه شوذ . و به جهت تحقيق و تأكيد و توضيح اين معانى كه ذكر رفت فرموذ كه :
« فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
« 10 » يعنى كسانى را كه لايق باشند عطيّهء حكمت دهيم و
هامش
( 1 ) - در اصل : جاهاى نقطه چين ، پوسيده و ضايع شده است . ( 2 ) - در اصل : جاهاى نقطه چين ، پوسيده و ضايع شده است . ( 3 ) - در اصل : جاهاى نقطه چين ، پوسيده و ضايع شده است . ( 4 ) - در اصل : جاهاى نقطه چين ، پوسيده و ضايع شده است . ( 5 ) - در اصل : جاهاى نقطه چين ، پوسيده و ضايع شده است . ( 6 ) - در اصل : جاهاى نقطه چين ، پوسيده و ضايع شده است . ( 7 ) - البقرة ( 2 ) : 269 ( 8 ) - البقرة ( 2 ) : 269 ( 9 ) - ايضا ( 10 ) - البقرة ( 2 ) : 269