شيبتر بوذ ، تناكر و اختلاف بوذ . و تعارف نبوذ الّا با ارواح نوع خود . و
« كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ »
« 1 » ، اشارت بجنين معانى است .
و تقسيم عقلى جنين است كه هر جيز كه باشذ ، يا مناسب طبيعت ديكرى باشذ يا نباشذ و آنجه مناسب آن نباشذ مناسب ديكرى باشذ . و او و آن مناسب هم جنس يكديگر باشند كه ازين جهت كفتهاند كه : « الجنسيّة علّة الضمّ » .
امّا مناسبت و تعارف و ايتلاف و تناكر و اختلاف ميان اشيا جنانست كه جون دو مؤلّف در بعضى وجوه با هم ماننده باشند ، لا شكّ بطريق مناسبت ايتلاف و تعارف ايشان قوىتر و زيادتتر باشذ .
و مثال آن جنان تصوّر بايد كردن كه از مايعات هر جند دو مايع در همه وجوه با هم ماننده نيست ، بلك بيشتر آن باشذ كه در مايعيّت مجرّد بهم ماننده باشند ، لكن بواسطهء مايعيّت جون بهم رسند ، در حال با هم بيوسته معا معا جارى توانند شذن . و ديكرباره اكر جند مايع ديكر على حده بهم بيوسته باشند ، بذان مايعات ديكر رسند ، همجنين بهم بيوندند و به همديكر جارى شوند .
و هر جند جهت تفهيم در مايعات اين مثال كفتيم ، لكن تصوّر جنان نبايذ كردن كه تناسب همه بر يك وجه باشذ . جه تناسب بوجوه بسيار توانذ بوذن و حصر آن هيج كس نتوانذ كردن ، و بكنه بعضى از آن نتوان رسيذ تا بمجموع جه رسذ ؟ جه بجندين هزار سال كه انبيا و اوليا و عاقلان و كاملان در دنيا تجربت كردهاند ، فوايد تمامت نباتات و حشايش و تناسب آن كه به نسبت با اين معانى مانند قطرهء از دريائى توانذ بوذ ، به تمام نتوانستهاند دانستن ، بل بعضى از آن و آنجه نيز دانستهاند ، جون سبب آن معلوم نتوانستهاند كردن ، آن فوايد را نام خاصّيّت كرده .
اكنون حاليا آنجه بطريق كلّى بعضى معلوم شذه آنست كه مفردات ارواح و صفاتى كه مطلقا لايق هر جنسى و نوعى از مخلوقاتست [ 250 ] بجند مرتبه تعارف و تناكر كنند .
مرتبهء اوّل : تعارف جنس ملايكه مطلقا ، و تعارف جنس انسان مطلقا با هم و
هامش
( 1 ) - الروم ( 30 ) : 32