تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
و ارادت و عشق و هوس و ميل طبيعت و همّت و مناسبت همه يك نوع است ، و مصدر آن يكى . جه اقاويل اشدّ و اضعف باشذ . و هر يك را بحسب قوّت و لا قوّت و كيفيّت نامى نهاذه‌اند . و اسباب آن جنانست كه شرح داذه شذ . و ازين مقدّمات معلوم كشت كه سبب ايتلاف ارواح مناسبت است ، و در حال كه ارواح از مصدر فايض كردذ ، تناسب و غير تناسب و تعارف و تناكر و ايتلاف و اختلاف آن بطريق « كن فيكون » باشذ ، و هيج روحانى در همه وجوه بروحانى ديكر نمانذ . جه اكر در همه وجوه با هم ماننده باشند ، هر دو يكى بوذه باشند . و آنجه كفتيم كه ارواح با هم بحسب تناسب تعارف كنند ، آن مناسبت و تعارف نه آن باشد كه در همه وجوه با هم مناسبت داشته باشند . جه آن معنى محالست ، بلك مناسبت جنان توانذ بود كه در اكثر احوال با هم مناسبت داشته باشند ، و هر جيز كه مخلوقست بىصفتى نيست . جه مبرهن و مقرّر است كه مخلوقات تمامت موصوفند بصفات بارى عزّ اسمه ، بلك شبه صفات اواند تعالى و تقدّس . و صفت تابع موصوف توانذ بوذ . و اكر غير اين تصوّر كنند آفرينندهء ديكر تصوّر كرده باشند ، و شرك لازم آيذ . و جون صفات او نامتناهى است ، و مصدر مخلوقات صفات اوست ، بالضّروره هيج مخلوقى به همديكر نمانذ ، و كس بكنه آن نتوانذ رسيذ :
نه عقل بكنه لا يزال تو رسذ * نه وهم بغايت جلال تو رسذ
در كنه كمالت نرسذ هيج كسى * كو غير تو كس تا بكمال تو رسذ
و اين مايه كه مصدر است نه مايهء است كه درو كمى و كاستى تصوّر توان كردن . صذ هزاران هزار مايهء نامتناهى ، و هر مايه ديكرباره نامتناهى است . و آن هر يك مايهء نامتناهى را مثال جنان تصوّر بايد كردن كه : بيشهء را بكلّى آتش كرفته باشذ و از آن آتش صذ هزاران جراغ و شمع و قنديل و آتشهاى مختلف برافروزانند ، و لا يزال اخگرها و شعلها از آن مىجهذ و مىافروزد . و هيج يك از آن به همه وجوه با هم نمانند ، الّا در بعضى وجوه . و آتش بيشه هيج كم نشوذ ، و جمله از آن مشتعل باشذ ، و تمامت آنجه از آن برافروخته ، و فايض كشته ، بجند وجه مختصر بذان آتش بيشه كه از آن مشتعل كشته ، ماننده باشذ . لكن در معظمات امور هيج مشاركتى با آن نداشته باشذ .
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 487 | رشيد الدين فضل الله همدانى