و ديكر فرموذه كه : « من ازداد علما نافعا و لم يزدد هدى لم يزدد من اللّه الّا بعدا و من ازداد علما ثمّ ازداد للدّنيا حبّا ازداد اللّه عليه غضبا »
و ديكر فرموذه است كه : « مثل علم لا ينفع كمثل كنز لا ينفق منه فى سبيل » .
و نزد حقّ تعالى كسانى كه ايشان را بهرهء از عقل و علم داذه ، و بموجب آن كار نكنند ، و از مقتضى آن تجاوز نمايند ، بمنزلت بهايم و دد و دام باشند ، بلك فروتر . و آيت :
« أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
« 1 » ، در شان ايشان آمذه است . جه ما قبل آيت اينست كه :
« وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
« 2 » .
و معنى آنكه بر سبيل وعيد بتهديد انس و جنّ مىفرمايذ كه : بسيارى ازيشان آفريذهايم ، و آن بسيار آنند كه دل دارند و بذان درنمىيابند و جشم دارند و بذان نمىبينند و كوش دارند و بذان نمىشنوند . ايشان جو انعاماند بلك اضلّ .
و جون محقّق است كه ظاهرا مدركند و مىبينند و مىشنوند . مراد ازين نفى ، نفى معنوى ، يعنى ايشان را استعداد ديذن و شنيذن و ادراك كردن حقّ و صواب هست . و آن را معطّل كذاشتهاند و بذان منتفع نمىشوند . و جون جوارح و حواسّ ايشان درين كه مطلوب كلّيست ، مفيد نيست . لا شكّ بمنزلت بهايم باشند كه اصلا استعداد اين معانى ندارند بل كه اضلّ ! جهت آنكه بهايم آن مقدار استعداد كه دارند بيوسته در كار مىآرند و معطّل نمىكذارند و اين جماعت آن را معطّل كذاشتند . بس از بهايم اضلّ باشند .
و اين معانى بعالمان و عاقلان كه بعلم و عقل كار نكنند ، سزاوارتر از ديكرانست . از براء آنكه جون بمجرّد استعداد در كار ناآوردن اين خطاب مىروذ ، صورت حال عقلا و علما كه استعداد ايشان از قوت بفعل رسيذه ، جون در عمل نيارند قطعا بذين خطاب لايقتر باشند ، و حال آنست كه بيشتر مردم حمل بر آن مىكنند ، كه اين خطاب با جهّالست . و جون نيك تأمّل رفت اين معنى دقيق كه تقرير كرده شذ روى نموذ . و بوشيذه نمانذ كه اين
هامش
( 1 ) : الاعراف ( 7 ) : 179
( 2 ) : الاعراف ( 7 ) : 179