حسن نابارسا . و در زمان مثل آنكه در تابستان جهت لبس قبائى كتان بهتر از پوستينى سمور قيمتى .
و در زمستان بيراهن كرباس بهتر از كتان روسى باريك .
و در مكان مثل آنكه در باديه شتر لوك عربى ، بهتر از استر بردعى ، و در راه كريوه كوهبايه استر بهتر از شتر .
و بحسب شخص مثل آنكه دانشمند را عمامه و درّاعه بهتر از كلاه و قبا ، و ترك را بالعكس .
و بحسب طبيعت مثل آنكه ادويهء بارده ، امزجهء حارّه را نافع ، و ادويه حارّه مضرّ ، و امزجهء بارده را بالعكس ، و هر طبيعتى را بحسب ميلان طبع ، جيزى بهتر نمايذ . به نسبت با جيزى ديكر .
و عقل و علم را جون مراتب مختلفست ، اكر خواهند كه با همديگر موازنه كنند ، يا آن باشذ كه عقل شخصى را با علم شخصى ديكر موازنه كنند . و علم اين را با عقل آن . يا آن باشذ كه عقل و علم يك شخص با همديگر موازنه كنند . و مع هذا موازنهء اين معنى نيز بحسب احوال مذكوره بكردد . جه شايذ كه هر يك از آن به نسبت با جيزى بهتر از آن باشذ ، كه با جيزى ديكر . و تحقيق اين معانى فيما بعد مبسوط خواهيم كفت . بس برين موجب كه تقرير رفت ، بيش از تأمّل درين اقسام و تحقيق اين معانى ، و موازنهء آن و اعتبار اين قيود مطلقا نتوان كفت كه جيزى از جيزى بهتر است خاصّه در حضرت باذشاه .
و در جواب ايشان كفتم كه : بموجبى كه براهين و ادلّه خواهيم كفت ، حقّ با طرف باذشاه اسلام خلّد ملكه است . و فرقست ميان عقل و عاقل و تصوّر نبايذ كرد كه هر كرا از عقل « نصيب ماء » باشذ ، او را عاقل تمام توان كفت . جه مرتبهء عقلا قابل زيادت و نقصانست و بالا هر عاقلى ، عاقلى ديكر را تصوّر توان كرد .
و بسيار مىافتد كه شخصى از جملهء سادات كه انواع علوم حاصل كرده باشذ ، و بحسب و نسب و كمال ديندارى آراسته ، از ناكاه سخنى از سر تهتّك بكويذ . فى الحال مردم كويند كه اين شخص عقل ندارذ و غرض نه آن باشذ ، كه او را قطعا از عقل بهرهء نيست ، لكن جون نكتهء كه نه مقتضى عقل است ازو صادر شذ ، نسبت بىعقلى بوى كنند . و جون اين معنى معهود و معتادست . جون اين كونه را با وفور علم و حكمت كه شما تقرير
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٤٦٩