تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
تفاوتست ؟ جنان‌كه رسول عليه الصّلاة و السّلم مىفرمايذ : « انّ الرّجلين ليستويان فى اعمالهما و برّهما و صلاتهما و صومهما و يفترقان فى العقل حتّى يكون بينهما كالذّرة فى جنب احد » . و اكر بعضى مردم را كمان افتذ كه جون ملايكه مرئى نيستند ، در غايت لطافت باشند و لطيف از كثيف شريفتر باشذ ، آن كمان باطل است . به جهت آنكه آنجه خلاصهء انسانست ، يعنى نفس ناطقه همجنين مرئى نيست ، و علوى و لطيف هر جه تمام‌تر است . و اكر كويند ملايكه هم برقرار كه آفريذه شذه‌اند ؟ ثابت و باقىاند . و انسان مىميرذ و نيست مىشوذ . جواب كوئيم كه نفس ناطقه كه خلاصهء انسانست ، همجنين ثابت و باقى مىباشذ . و اجزاء بدن نيز كه عناصر است هر جند كه متفرّق مىشوند ، لكن بكلّى نيست نمىشوند ، و از عنصريّت بيرون نمىروند ، و برقرار باقى مىباشند . و از آن مجرّدات هر جند مشاهد و محسوس نيستند ، لكن عقلا را مصوّر و محقّق باشذ ، كه تمامت انواع موجودات را هر يك دو طرف افراط و تفريط باشذ . و قوام آن نوع بذان محدود و محصور بوذ . و آن دو طرف يكى مرتبهء اعلى باشذ كه آن نوع را از آن مرتبه ، ترقّى نتوانذ بوذ . و اكر فرض كنيم كه از آن دركذرذ ، از دائره آن نوعيّت بيرون افتذ ، و طرفى ديكر مرتبهء ادنى بوذ كه در آن نوع از آن فروتر تصوّر نتوان كرد . و اكر تقدير كنيم كه از آن نازل شود همجنين از آن دايره نوعيّت خارج افتذ . و ما بين اين دو مرتبهء اعلى و ادنى بحسب افراد اشخاص مراتب مختلف نامحصور باشذ ، و هيج يك از آن مراتب من جميع الوجوه ، مساوى ديكرى نباشذ . و جمله اين مراتب مختلفهء نامحصور داخل حدّان دو مرتبه اعلى و ادنى باشذ . و هر يك از آن دو مرتبهء اعلى و ادنى ، در هر نوعى بازاء همان مرتبه تصوّر بايد كرد ، از نوعى ديكر بحسب اعتبار نوعيّت . جون اين مقدّمه معلوم شذ ، مىكوئيم كه : بدلايلى كه ذكر رفت خلاصهء حديث : « لى مع اللّه وقت » ، ثابت و محقّق شذ كه خاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم كه مرتبهء اعلى نوع انسان مخصوص بذوست ، از مقرّبان ملايكه كه مرتبهء ايشان ، مرتبهء اعلى ملكيّت است ، افضل و اشرفست . و ساير انبيا و اوليا و خواصّ