تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
آنست كه هر يك را از انسان كامل و ناقص كذر بر دوزخ است . و در مذهب ما جنين است جنان‌كه فرموذه است :
« وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا »
« 1 » . و لا شكّ جنين توانذ بوذن . جه كم آدمى باشذ كه محتاج بدان نبوذ كه ازو بازخواستى و سؤالى كنند ، و عين بازخواست و سؤال هر يك دوزخ او باشذ . و جون از آنجا خلاص يابذ ، و باك شوذ ، بكمال رسيذه باشذ بعد از مفارقت بدن . و آن جماعت را هر يك بحسب افعال و اعمال او مرتبهء كمال باشذ . و آن مراتب عظيم بسيار است . لا جرم بعضى را همين مقدار كمال باشذ كه از دوزخ خوذ خلاص يافته باشند و ببهشت خوذ رسيذه . و شخصى كه مرتبهء او از ديكرى اعلى باشذ ، اكر تصوّر كنند بهشت ما تحت عين دوزخ او باشذ . و تمامت مراتب هم برين قياس . جنان‌كه نبى عليه الصّلاة و السّلم فرموذه كه : « حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين » ، و مرتبهء كه آن كسان را در كماليّت بعد از مفارقت بدن خواهذ بوذن . در آن كماليّت همه با هم مشاركند و آلت آن كمال آلتى است كه بواسطهء آلت حاصل كرده . و مثال آن بگوئيم تا روشن كردذ . و آن جنانست كه آلات زركرى بواسطه آلات آهنگرى حاصل كشته باشذ . و همجنين بسيار آلات صناعات بآهن حاصل كردذ و على هذا فقس . و اكر خواهند كه در معنوى تصوّر كنند . و آن جنانست كه انسان كه طبيعت آن داشته باشذ كه موسيقى بياموزذ ، او را هيج آلتى محسوس زيادت از ديكران آن نيست كه طبع آن نداشته باشند . و هر كس كه طبع آن داشته باشذ او را [ 234 ] دست ندهذ كه خويشتن در موسيقى تصنيف كنذ ، مانند آن ديگر كه موسيقى داند . و آنكه تصنيف كنذ ، او آلتى ديكر محسوس زيادت از ديكران ندارذ . و بىسببى و آلتى نيز محال باشذ . لا جرم او را آلتى و سببى نامحسوس هست . جه اكر نجنين بوذى بايستى كه همه آدميان در آن مشاركت داشتندى . همجنانكه در ديكر آلات و حواسّ كه هر كرا جشم و كوش باشذ ، بينذ و شنوذ و هر كرا دست و باى باشذ ، بذان حركت كنذ . و على هذا اكر اين معانى جماعتى كه ايشان را
هامش
( 1 ) - مريم ( 19 ) : 71