تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
استعداد ما باشذ و اشعار بسيار بخوانند ، از ممارست آن طبع شعر باديذ آيذ ، و از استعداد موسيقى دانستن ، و از ممارست آن به جائى رسذ كه تصنيف كنند . و جون جنين باشذ ، تصنيف كردن بواسطهء طبع موسيقى و آلت حاصل شذه باشذ نه آلتى مفرد . و آن صاحب تصنيف را حاجت نباشذ كه بواسطهء آن آلت اوّلين يا از آنجه آموخته باشذ ، تصنيف كنذ . الّا آنكه او را تصنيف كردن ملكه شذه باشذ ، و در آن ماهر كشته ، و هر جند جنين باشذ سبب اوّل از طبع موسيقى و ممارست بوذه باشذ . و مثال ديكر مخصوص باحوال بدن و نفس آنكه : اوّلا حواسّ سليمهء حقّ تعالى نفس را كرامت فرموذه بواسطهء بدن ، تا بذان احساس كرد ، و جيزها از طريق حواسّ او را معلوم شذ . و اين معنى مكرّر كشت . و نفس را دانستن جيزها ملكه شذ . بعد از آن نفس را در دانستن حكميات بحواسّ احتياج نمانذ . و اين معنى در كاملان قوىتر و در ناقصان ضعيفتر . جه ايشان از معلومات حسّى برنكذشته‌اند . و در معقولات شروع نكرده يا ملكه نكشته . جون نفس كامل مفارقت كنذ . آن كمالات او را حاصل شوذ بىبدن و آلات بدنى . و اكر در اصل آلات بدن حاصل شده . و همجنين هر كس كه بواسطهء آلات بدن ، خير و كارهاء نيكو ملكه كرده باشذ ، در عقبى بىواسطهء آلات بذن ، همان خيرات كه او را ملكه شذه در ذات او باشذ ، و ازو صادر مىكردذ . بر وجهى كه مناسب حال عقبى او باشذ ، و بسبب آن كمال كه او را حاصل شذه ، و ملكه كشته ، دم بدم مواهب رحمانى نورانى فايض مىشوذ . « اللّهمّ اجعلنا منهم و احشرنا فى زمرتهم » . و هر جند آنجه اكثر خلق را جنان تصوّر افتاذه ، كه كمال بواسطهء بدن است ، راست است . لكن بعضى آنست كه مطلقا بواسطهء بدنست فحسب . جنان‌كه علومى كه بواسطهء حواسّ حاصل مىشوذ ، و لذّات جسمانى همه از آن قبيلست ، و بعضى آنست كه هر جند سبب اوّل آن بدنست ، لكن سبب ثانى واسطه شذه . جنان‌كه هيج كسبى بىمايه نتوان كردن . و كسب عين مايه نباشذ . لكن اين كسب مايهء ثانى تواند كشتن ، و مالاكلام سبب آن مايهء ثانى ، مايهء اوّل باشذ . لكن به جائى رسذ كه بىمايهء اوّل ، آن مايه ثانى مايهء كسبهاء ديكر كردذ . جنان‌كه بواسطهء حواسّ ، علوم عقلى حاصل كردذ و آن علوم عقلى كه از حواسّ حاصل كرده ، مايهء علوم ديكر شوذ . و اين زمان كه از بذن مفارق شذ به آن مايهء ثانى