تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
اكتساب كمالات كنذ و آن را نهايت نباشذ و لذّات عقلى ازين قبيل توانذ بوذ . و جون كويند از همان مايه است راست باشذ ، لكن مايهء ديكر آمذه و از مايهء اوّلين مستغنى كشته . و مثال اين جنان است كه جون محتاجى مكتوبى و مثالى از حكّام شهرى بستانذ ، جون هم در آن باب از وزرا و حكّام اصل فرمانى بستانذ ، يا يرليغى حاصل كنذ . هر جند آن كار معيّن بواسطهء آن امثله حاصل شذه ، لكن جون اقوى و اشرف از آن حاصل كرد ، بذان مكتوبات اوّلين احتياجى نمانذ . اكر تلف شوذ در كار او خللى نيايذ . جه آلتى اشرف بذان واسطه حاصل كرده باشذ ، و غرض از روح به بدن متّصل كردانيذن تحصيل كمالست ، لكن نه تنها كمال اوّلين كه شرح داذيم ، بلك كمال ثانى . جه كمال ثانى جاوذانه است . هر جند از كمال او حاصل مىشوذ . اكنون نبايذ كه ازين معانى غافل مانند . و اكثر مخلوقات كه حقّ تعالى آفريذه بدين وجه است . خاصّيّتى معين دارذ ، و تبعيّت آن ، خاصّيّت اوّلين خواصّ ديكر از آن حاصل مىشوذ ، بوجوه بسيار . جنان‌كه انگور كه خاصّيّتى معيّن دارد ، و بهر سببى از اسباب جيزى ديكر شود ، و خاصّيّتى ديكر كيرذ ، و تفصيل و شرح آن بسيارست . و ظاهر آنجه مختصرات و محسوساتست بدين وجه است . كلّيّات بواسطهء آنكه نامحسوس است ، و هر كس را [ 235 ] در دانش آن شروع نيست ، اين معانى از آن فهم نكنند . و از آن غافل مانده باشند . لكن هم بذين طريق باشذ . و بذان موجب تصوّر بايذ كردن . جه ترقّى نفس انسان از ادون باعلى است و آلت ادون غير آلت اعلى ، و مقياس همه بر يك نهج ، لكن دانستن آن معقولات بعد از دانستن محسوسات توانذ بوذ ، و اينجاست كه كفته‌اند : « من فقد حسّا فقد فقد علما » . و حكيم سنائى كويذ :
ز راه جان توان آمذ بصحراء خرد ور نه * بمعنى كى رسذ مردم كذر ناكرده بر اسما
جون اين بحث تمام شذ با سر مبحث اصل مىرويم و مىكوئيم : جون مراتب عقول مجرّدات و عقول انسانى نامحصور است ، هرآينه ميان مراتب هر يك تفاوت باشذ ، و بالضّروره جنين بايذ . جه اكر تفاوت منتفى بوذى ، جمله يكى بوذندى . و بالواقع نجنين است . جنان‌كه مشاهده مىروذ كه از مرتبهء انبيا و اوليا كه خواص‌ّاند ، و مرتبهء اعلاست تا مرتبهء عوامّ خلق و اراذل آحاد كه مرتبهء ادنى است ، جه مقدار