بايشان نموذ كه ايشان را واجب است سجده كردن . و بطريق عذر و استغفار و اقرار كفتند كه :
« سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
« 1 » . و سجده كردند .
و جون جنين باشذ ، لا شكّ مسجود از ساجد شريفتر باشذ . و آن همه فرمان حقّ تعالى با ملايكه ، و عصيان ابليس ، و آن آيات كه بدان ناطق است ، مصدّق دعوى ما است و از نوع اشرف انسان خاتم النّبيّين است كه در به دو فطرت آسمان و زمين مقدّر بوذه ، كه برسالت بخلق آيذ . و خلق را تكميل كنذ ، و مرا بذان واسطه شرفى ديكر بنوى باديذ آيذ كه مركّبات من شريف و كامل كردند . و در حقّ آن مكمّل رسول بحقّ خاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم فرموذه كه : « لو لاك لما خلقت الأفلاك » ، افلاك را [ 237 ] با من ، و مرا با افلاك صفات و احوال مشترك و غير مشترك بسيارست . لكن بموجبى كه تقرير رفت ، از آن من راجح است . و اكر افلاك كويذ كه : به حركت من قائمى ، و بذان سبب از تو شريفترم . مسلّم نمىداريم و مىكوئيم : قيام من و تو همه باوّل الاوّلين است كه واجب الوجود است . و همه در قيام متناسبايم . و يك سبب آفرينش تو آنست تا حافظ من باشى .
و حركت شبانروزى تو لا يزال بر يك قرار است . جهت آنكه تا مرا نگاهدارى ، و نكاه داشتن تو مرا بامر حقّ است جلّ جلاله . و يك روى با عبادت حقّ دارى و يك روى با نكاه داشت من . و آن نيز عين عبوديّت حقّ است كه من اوسط و اشرفم و مركّبات من بمشيّت و ارادت حقّ تعالى اشرف مخلوقاتست . جنانكه ياذ كرده شذ ، و در حقّ مركّبات من كه نوع انسانست در كلام مجيد فرموذه :
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
« 2 » . و همجنين در حقّ آدم فرموذه كه :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 3 » . و بروايت درست آمذه كه :
« السّلطان ظلّ اللّه فى الأرض يأوى اليه كلّ ملهوف » . و درين معنى حكيم فردوسى مىكويذ :
نخستين فطرت بسين شمار * توئى خويشتن را ببازى مدار
و از ارواح مفرده و صفات جوهرى بارى تعالى در صفت الوهيّت و رحمانيّت
هامش
( 1 ) - البقرة ( 2 ) : 32
( 2 ) - الاسرا ( 17 ) : 70
( 3 ) - البقرة ( 2 ) : 30