تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
و آنجه بعضى انديشه دارند كه مطلقا بعد از مفارقت بدن كمال نباشذ ، حقّ بدست ايشانست در آن صورت كه بعد از كمال انسانى ، كمالى ديكر تصوّر نكرده‌اند . بلك كمال انسانى بىبدن محال ، جه روح و نفس تا به بدن نه بيوست ، اسم انسانيّت نكرفت . لكن مصدر آن موجود بوذه ، و بعد از مفارقت بدن ، آن اسم انسانيّت متخلّع كردذ . لكن باقى خواهذ بوذن . لا جرم كمال انسان متعلّق باشذ بانسانيّت ، و بعد از آن كمالى ديكر غير كمال انسانيت توانذ بوذ . و اين هر كس تصوّر نكرده ، و بعضى مردم منكر آن شذه . و در مقدّمه بعضى از صورت و مثال و طريق آن كمال تقرير رفت . و بعضى ديكر متعاقب . جنان‌كه بطريق تحقيق و امثله و تجربه و مشاهده حاصل شذه ، تقرير كنيم . جنان‌كه معلوم و مفهوم كردذ ، كه بعد از مفارقت بدن كمال توانذ بوذن و هست . و كرا توانذ بوذن ؟ و بخصوصيّت كمال بعد از مفارقت نبى عليه الصّلاة و السّلم ، كه او را روز بروز و لحظه بلحظه واردست ، باز نمائيم و تقرير كنيم ، ان شاء اللّه تعالى . اكنون بذين مقدّمات ، كه ياذ كرده شذ نبى عليه الصّلاة و السّلم ، از كمالى كه بواسطهء بدن باشذ ، در ازل مستغنى بوذه . و آمذن بذين دنيا نه جهت تحصيل كمال انسانيّت اوست ، بلك از آن مستغنى ، و آن كمالى كه بارى تعالى در ازل بىواسطهء بدن بذو ارزانى داشته ، بقرار هم بذان موجب در حقّ او فايض و مرتّب ، و بعد از مفارقت بدن هم بذان موجب كه بوذه و هست و خواهذ بوذ الى يتناهى . و مراتب كمالات كاملان ، مانند مراتب جواهر و مراتب اعداد ، تصوّر بايذ كردن جه دانهء مرواريد ، جون دانكى باشذ ، و آن را قيمتى معيّن بايستى . كه جون دو دانك بوذى ، قيمت آن بر همان موجب مضاعف شذى . و نجنين است كه قيمت آن اضعاف آن ميشوذ ، و تا جائى مىرسذ كه تسويى كه بر سر دانه ، دو مثقال زيادت كردذ ، آن تسو را قيمت زيادت از دو مثقال باشذ ، و اعداد كه آحاد و عشرات ، و مئات و الوف ، و الوف و الوف آن را مىنويسند . جندان‌كه اعداد زيادت‌تر به جائى مىرسذ ، كه يك [ 233 ] حرف كه بر آن مىافزايند ، آن صذ هزاران هزار زيادت مىكردذ . و جنان‌كه مىبينيم كه طالب علمى كه به روزى يك لفظ فهم مىتوانذ كرد ، به جائى مىرسذ كه به روزى جندان فهم كنذ ، كه در مدّت يك سال كذشته . و كس باشذ كه در مدّت عمر خوذ ، حاصل يك روزهء شخصى مستعدّ حاصل نتوانذ كردن .