تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
بخشيده ، منزّه نبوذه و نيست . و دم بدم او را از همان مشرب عذب ، موهبتها و فضيلت و كمالات رسيده ، و اكنون نيز مىرسذ . و مواهب حقّ تعالى هركز منقضى نكردذ . و جندان‌كه بخشذ انواع مواهب زيادت و فاضلتر ، و بنده بذان محتاج‌تر ، و احتياج كاملان به حضرت او زيادت‌تر و احوال ايشان باخطرتر كه : المخلصون على خطر عظيم » ، جه احتياج ناقصان بجيزى اندك باشذ و احتياج كاملان بمعظمات ، شعر :
و اذا كانت النّفوس كبارا * تغيب فى مرادها الأجسام
اذا عامرت فى شرف مروم * فلا تقنع بما دون النّجوم
احتياج درويشان به مقدار يك دينار يا كمتر باشذ . و احتياج معتبران و وجه اخراجات ايشان هزاران دينار هر يك بمرتبهء خوذ . و احتياج باذشاهان بجز اين بسيار ، جه لشكرها و عموم خلق اهل و عيال ايشان‌اند . و وجه احتياج باذشاهان امرا را در ضمير نكنجد ، و بآلتى كه ايشان دارند حاصل نكردذ . بل بآلات باذشاهان كه آن آلت باذشاهى و لشكر و ساز و عدّت است . و وجه احتياج امرا و معتبران و توانگران [ و ] كدايان را در ضمير نكنجد ، و بالتى كه ايشان دارند ، حاصل نكردذ . جه آن امارت و بزركى بآلاتى كه آن عنايت باذشاهان و املاك و اتباع و خدم و حشم و ساير اموالست ، و مايهء آن كشته ، حاصل شذه . و درويش آن ندارذ . و جماعتى كه معامله كنند و بمكسب مشغول باشند ، بنياد بر مايه و رأس المال نهند ، يا بر حرفتى . و آن مانند كمال انسانست به بدن . لكن صفتى كه آن باذشاهى است از آن جمله بيرون ، و آن را با آن مايه هيج نسبتى نيست . همجنين آلات كمال بيش از بدن و بعد از بدن مانند آلات باذشاهان و امرا است كه ذكر رفت ، لكن آن بهر كس نرسذ :
اين كار دولتست كنون تا كرا رسذ ! ؟
و هيج كس را در آن شركتى نه . و معامله كه بمايه و كسب كنند ، همه را در آن شركت باشذ . و آن كمالست به بدن ، كه همه را در آن شركت [ 232 ] هست .