و وجهى ديكر آنكه رسول عليه الصّلاة و السّلم فرموذه است كه :
« لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل » ، شعر :
در آن خلوت كه من سازم ، نكنجد محرم قدسى * بر آن دركه كه من كردم ، نبرّد مرغ جسمانى
و درين حديث مذكور دليل است بر افضليّت انسان بر ملايكه . و يكى آنكه رسول عليه الصلاة و السّلم برتر ازيشانست . و ديكر آنكه انبياء مرسل نيز برتر ازيشاناند . جه اكر ملك افضل بوذى ، در ذكر نبىّ مرسل ، بعد از ملك مقرّب فايده نبوذى ، جه برين تقدير جائى كه ملك مقرّب را وسعت نباشذ ، از آن نبى بطريق اولى معلوم شذى .
و مناسب اين معنى آنكه درجهء اوليا ، با آنكه فروذ مرتبهء انبياست ، به جائى مىرسذ ، كه بكلّى محو مىشوند ، و فلك و ملك را در ميان نمىبينند ، و همه حقّ را مىدانند . و سخنى جند كه ازيشان منقولست كه در حالت سكر و بىخوذى كفتهاند ، مبنى است ازين معنى . و وجهى ديكر آنكه در احاديث نبوى خطاب با عموم خلق رفته است كه :
« تخلّقوا باخلاق اللّه » . و اكر آدمى فى نفس الامر مستعدّ اين معنى نبوذى ، بذان مأمور نكشتى و حاصل اين نكته آنست كه شاعر كويذ ، شعر :
نخستين فطرت بسين شمار * توئى خويشتن را ببازى مدار
و آيات و احاديث و اخبار و آثار ديكر درين معنى بسيار است ، و ذكر آن بتطويل انجامذ . و جون كفتهايم كه معتقد بيشتر اهل اديان و ملل و غيرهم اينست كه از ديكر ملّتها و مذهبها نيز ادلّه ايراد مىبايذ كرد ، تا اكر يكى از آن جماعت برين معنى اعتراض كند از مذهب ايشان نيز ادلّه باشذ .
امّا در ملّت نصارى نزد عموم طوايف ايشان جنانست كه مرتبهء انسان كامل را تا غايتى بلند ميدانند كه آن را از مراتب مخلوقيّت كذرانيذهاند . و در مرتبهء الوهيّت تصوّر كرده . جنانك مسيح عليه السّلم را بعضى آله ميدانند و بعضى ابن اللّه . و