آنجه بر سكّهء زر نوشتهاند كه : « بسم الأب و الابن و روح القدس » ، مصدّق اين معنى است كه تقرير رفت . و ازين شيوه سخن كه ايشان در باب الوهيّت مسيح كفتهاند ، و اكرجه غلوّ كردهاند ، و از حقّ تجاوز نموذه ، بسيار است . برين مقدار اختصار رفت .
و امّا در ملّت يهود ، دليل برين معنى آنست كه حق تعالى در توريت فرموذه كه :
آدم را بر صورت و بر خلق و صفت خوذ آفريذهام . و جائى ديكر كفته كه :
بنو اسرائيل فرزندان مناند . فرزندانى نخست زاذ و تفسير نخست زاذ . درين موضع جنان كردهاند كه مراد آنست كه از ديكر مخلوقات برتر باشند و خلقت او بر جمله مقدّم .
و همين معنى در زبور آمذه كه خذاى تعالى با داود خطاب كرد : كه تو فرزند منى و امروز ترا زائيدهام . و ايشان ميگويند كه : جون حقّ تعالى در حقّ آدمى فرزند مىكويذ .
و در حق ملايكه لفظ مقرّب كفته است . لا جرم مرتبهء آدمى على الاطلاق ازيشان فاضلتر باشذ . بتخصيص مرتبهء انسان كامل . و غلوّ ايشان درين باب به جائى رسيذه كه طايفهء ازيشان غلط كردهاند و عزير را ابن اللّه كفته . از معتقد ايشان اين مقدار ايراد كرده شذ . و ازين جنس در كتب ايشان بسيار باشذ .
و امّا نزديك عبدة الاصنام جنانست كه تا غايتى درين معنى غلوّ كردهاند كه صورت انسان بىجان را كه معمول يد ايشان باشذ خذا مىدانند ، و آن را مىبرستند . و هر جند اقاويل و معتقدات ايشان درين باب مختلف است ، لكن كلّى آن وجوه على سبيل الاختصار اينست كه تقرير رفت ، و باطناب احتياج نه .
و هر جند سخن انبيا و اوليا محض عقل و عرفانست و بهيج وجه منكر آن نتوان شذ ، خصوصا درين قضيّه كه بيشتر اهل اديان و ملل بر آن متفق باشند . لكن جون در مقدّمه كفتهايم كه بيان اين معانى به قدر فهم خويش بر وجهى خواهيم كرد كه در بيشتر اديان و ملل و مذاهب و طريقهء [ 231 ] حكما ، ادلّه نقلى و عقلى مناسب و ملايم تقرير ما يافت شوذ . بعضى از آن ادلّه ايراد كرده شذ ، و بعضى ديكر معقول خواهيم كفت .
و جون بحث اين معانى دقيق است و هر كس به سهولت ادراك آن نتوانذ كرد ، مىخواهيم كه آن را بطريقى قريب الفهم با امثله بهم تقرير كنيم ، و اصطلاحاتى كه حكما كردهاند كمتر ذكر خواهيم كرد . جه در باب اصطلاح ، معانى را بحسب هر حالتى كه بر آن طارى
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٤٥٢