تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
علم فطرى بوذه و هست ، بدليل اين آيت كه فرموذه :
« قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا »
« 1 » . و جون درين صورت خطاب با حضرت بارى تعالى كرده‌اند ، بالضّرورة آن علم ، علم فطرى باشذ . جه بموجبى كه ياذ كرده شذ . علم فطرى آنست كه از حضرت ربوبيّت مستفاض باشذ بىاكتساب از مقدّمات . و ديكر آنكه ايشان را معرفت بارى تعالى حاصل است . و ديكر آنكه باتّفاق علما ، جنان‌كه كفته شذ ايشان عاقل‌اند ، و ما برهان خواهيم كفت كه عقل و علم فطرى متلازمان‌اند . امّا آنكه علم كسبى دارند يا نه ؟ در آن باب نظرى هست . جه حقّ تعالى مىفرمايذ كه :
« يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ »
« 2 » . و ازينجا بوجهى معلوم مىشوذ كه ايشان علم اسما بواسطهء آدم آموخته‌اند . و علم كسبى آنست كه بواسطه آموزند . و وجه ديكر آنكه جون فرموذ
« أَنْبِئْهُمْ »
، و نفرموذ كه « علمهم » دلالت مىكنذ كه ايشان را از آن تنبيهى حاصل شذه باشذ ، نه علمى . و همانا محقّق اين توانذ بوذ ، به آن دليل كه باتّفاق حكما ايشان را از بايهء اوّل عروج نيست ، و در آن هيج تردّدى نتوانذ بوذ ، كه علوم كسبى كه اكتساب آن بآلات و جوارح باشذ ، ايشان را نباشذ . جنان‌كه بيان آن بيش ازين كرده شذ . امّا علمى كه بحيوانات غير ناطق تعلّق دارذ ، و آن را حسّ كويند ، آن معنى در مخلوقات متفاوتست . و هر يك را بحسب بايه و مرتبه حصّهء از آن ارزانى داشته . و جون بموجبى كه بيشتر تقرير رفت ، كه نسبت اين قسم با اصل علم نسبت طلّ يا بخارست با دريا . و از غايت قلّت در بعضى حيوانات به جائى مىرسذ كه اكثر فوايدى كه از علم حاصل شوذ ، از آن حاصل نتوانذ شذ ، آن را نام حسّ نهاذه‌اند و حسّ را بادراك جزويّات و علم را بادراك كليات مخصوص كردانيذه‌اند . و قوّتى كه حيوانى است جز ادراك جزويات نتوانذ كرد . و جون اين مقدّمات در بيان اقسام و انواع علم و كيفيّات احوال آن و امثله و نظايرى كه مناسب آن معانى بوذه تقديم يافت . مىكوئيم كه : درين قضيه كه مبحث است ، سخن و مبحث نه در علم حقّ سبحانه و تعالى ، و نه در علم ملايكه ، و در علمى كه نه بر سبيل وحى و الهام بانبيا رسيذه ، و ديكران را در آن مشاركت نه . جنان‌كه
هامش
( 1 ) - البقرة ( 2 ) : 32 ( 2 ) - ايضا : 33