تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
معرفتى حاصل نمىتوانند كرد . و آن مقدار كه حاصل مىكنند ، به نسبت با درجهء اعلى بغايت اندك است جه از درجهء اعلى كه مرتبهء نبوّت است ، تا بايهء ادنى كه متّصل مرتبهء جهّالست ، زيادت از درياء محيط تا بقطرهء فرق ظاهر است . و اكرجه بعضى حوالت آن با طالع و اعتدال مزاج و صحّت ابدان مىكنند و آن را استعداد خوانند ، و شكّ نيست كه آن امور را نيز در آن مشاركتى هست ، و تأثيرى دارند ، و اثر ايشان در آن باب ظاهر . لكن اين امر از آن شريفتر است كه مطلقا بمجرّد آن امور حواله توان كرد . بلى در حصول اين امر ، اين اسباب نيز آلتى جنداند ، از جمله آلات ، و جون اين امر به غير اين اسباب بديكر اسباب محتاج است . بمجرّد اين اسباب فحسب حوالت نتوان كرد . جنان‌كه صنعت زركرى كه بوجود آلات و ادوات و ادويهء متفرّقه كه آن صنعت بذان ميسّر شوذ ، محتاج باشذ . و شخصى آن را بمجرّد يك دو آلت حوالت كنند . و زركر و زر ، كه اصل كار و عمدهء آن توانذ بوذ ، و ديكر آلات را فراموش كنذ . و واسطهء آن دو آلت را دانذ فحسب . اين معنى از عقل دور باشذ . و هر جند حكماء بزرك كيفيّت و حقيقت آن معنى دانسته باشند ، لكن طايفهء كه از حكمت بجز نام مجرّد ندارند و بكنه حكمت نرسيذه ، بذين وجه كه تقرير رفته كفته‌اند . و ايشان بذين سخن مغروراند جه زيادت از آن يك دو آلت نديذه‌اند . اينست بيان ماهيّت علم مكتسبى ، و جون حقيقت علم فطرى از بحث علوم انسانى [ 225 ] معلوم شذ ، و اقسام آن معلوم كشت . اكنون بنيان علم ملايكه مشغول كرديم و تقديم علم بحث انسانى بر علم ملايكه به دو وجه جايز داشتيم : يكى آنك بحث علوم خاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم داخل بحث علوم انسانى بوذ . و مرتبهء او در علم و غيره ، اعلى مراتب ملك و انسان بوذه . و ديكر آنكه اقسام علم فطرى و مكتسبى در علم انسان مىبايست كرد . جه از آن معلوم مىشوذ ، امّا علمى كه بملايكه تعلّق ، دارذ معلوم و محقّق است كه ايشان را را