تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
[ 222 ] اين اقسام را با نظاير و امثله ، بعضى از آن مشروح و مبسوط ، در هر موضع تا آخر رساله ايراد مىكنيم بوجوه مختلفه ، تا اكر بوجهى معلوم نشوذ ، بوجهى ديكر معلوم شود . و مىكوئيم : اقسام علوم ، باعتبار معلومات بىنهايت است . و انواع آن بسيار ، و از آن جمله معظم و نامتناهى آنست كه مخصوص باشذ بحقّ تعالى . و هيج مخلوقى را از آن نصيب نباشذ . و بعضى ديكر بغايت يسير و قليل كه به نسبت با قسم سابق شبهتى و نموذارى باشذ . بمخلوقات تعلّق دارذ . و اين بر جند نوع توانذ بوذ . بعضى از آن مخصوص باشذ بملايكه ، و بعضى به انسان . و بعضى بحيوانات ديكر . و آن را بحسب اصطلاح حسّ خوانند ، بموجبى كه بيان هر يك على حده خواهذ آمذ . و جون علم از صفات بارى تعالى است و او خالق همه ، نشايذ كه هيج مخلوقى از آن بىبهره مانذ . جه همجنانكه تمامت مخلوقات در دايرهء وجود محتاج‌اند ، بوجود واجب الوجود در صفت نيز همجنان محتاج باشند بصفات او . و جون علم از صفات اوست بالضّروره از آن بهره‌مند باشند . امّا علمى كه مخصوص باشذ به حق تعالى ، نه بر آن وجه باشذ كه علمى كه بمخلوقات تعلّق دارذ . جه علم بارى تعالى قديم است و در عظمت و كبريا ، از روى تمثيل مانند درياء محيط توانذ بوذ كه درو انواع عجائب و جواهر نشان دهند . و جماعتى كه نديذه باشند قطعا كيفيّت آن ادراك نتوانند كرد . و علم انسان به نسبت با آن مانند درياها و جويها و جداول متفرّق بوذ ، كه از آن دريا منشعب و فايض مىباشذ . علوم انبيا . كه بعلم بارى تعالى بيوسته باشذ و از آنجا فايض كشته ، و حقّ تعالى بر سبيل وحى و الهام بايشان ارزانى داشته ، مانند درياهاء كوجك بوذ كه بمحيط بيوسته باشذ . و علوم اوليا و اصفيا ، مانند روذخانها كه منبع آن از آن دريا باشذ . و علوم علما ديكر مانند جداول كه از آن بركرفته باشند ، و هر يك بناحيتى برده ،