كلامه و اختياره » . و اين تعريفات مناسب عقل معيشى است .
و خواجه امام حجّة الاسلام محمّد غزالى رحمة اللّه عليه ، كه از مقتدايان ائمهء اسلام و جامع فنون معقول و منقول ، و حايز اقسام برهان و عرفانست ، عقل را بجهار قسم ، تقسيم كرده است :
اول : غريزه كه بذان مدرك علوم توان شذ .
دوم : علومى كه : در نفس طفل بيذا شوذ ، بجواز جايزات و استحالت مستحيلات .
سوم : علومى كه از تجارب مجارى امور و احوال حاصل شوذ .
[ چهارم : ] آنكه قوّت غريزى به جائى رسذ كه عواقب امور از خير و شرّ ادراك كنذ .
اينست آنجه بر سبيل ايجاز ، از اقوال حكما و متكلّمان علما ، در كتب آمذه نقل كرده شذ .
اكنون آنجه اين ضعيف را در تحقيق اين مسأله روى نموذه ، تقرير آن مىكنذ و مىكويذ كه :
علم مطلقا صفتى است از صفات بارى تعالى و آن نامتناهى و قديم است . و از آن جمله بطريق افاضت عظيم ، مختصر جيزى بخلايق ارزانى داشته و فرموذه كه :
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »
« 1 » . و مع هذا آن قليل جون تأمّل كنند جندان هست كه به همه مخلوقات نامحصور ، از ملايكه و انسان و سائر ذوى العقول هر يك را قسطى جنان داذه ، كه اكثر آن به همديكر نمانذ ، و مراتب نامحصور دارذ . جندانكه لا يزال از آن فايض كردذ ، نقصان بذان راه نيابذ . و آن علم مذكور كه جهت نصيبهء عموم خلايق آفريذه ، آنست كه همه مخلوقات در آن مشارك و مساهماند .
و حقّ تعالى غير آن علم ، دو قسم ديكر از آن علوم نامتناهى خوذ به دو قوم مخصوص ارزانى داشته .
هامش
( 1 ) - الاسرا ( 17 ) : 85