تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
و موصوف است بعلم و قدرت و ساير صفات كمال و نبوّت محمد مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم حقّ است و قول او صدق . و علم كلام بر تفاصيل آن مشتملست . و امّا علم فروعى : مثل آنكه بدانند كه : عبادات جكونه كزارند ؟ و معاملات جكونه كنند ؟ و امثال آن ، و علم فقه بتفاصيل آن مشتملست . و علم تفسير و احاديث و امثال آن نيز از علوم شرعى است . و امّا تقرير بر آنجه متقدّمان و متأخران حكما و متكلّمان در بيان عقل كفته‌اند ، هر جند مصطلحات اقوام درين باب متفاوت و متغاير افتاذه ، لكن حاصل الامر آنست كه : عقل را بر جهار معنى اطلاق مىكنند . معنى اوّل : جوهرى مجرّد ، كه آن را باجسام ، تعلّق تدبير و تصرّف نباشذ . و اين تعريف فلاسفه است و مدّعاء ايشان آنكه : عقل اوّل اعظم ملايكه و مبدعاتست . و بتفسيرى ديكر كويند كه ماهيّتى مجرّد از مادّه و علايق و به اين معنى بر بارى عزّ اسمه و بر ملايكه اطلاق كنند ، و متكلّمان متقدّم اين معنى را منكرند . معنى دوم : قوت نظرى ، و آن قوّتى است مر نفس را كه به او انتقال مىكنند از معلولات بمجهولات ، و اين قوّت را جهار مرتبه نهاذه‌اند . اوّل مجرّد استعداد كه اطفال را نيز در به دو فطرت حاصل باشذ . و آن را عقل هيولانى خوانند . دوم حصول علم بنظريّات بر وجهى كه هر كه خواهذ كه استحضار آن كند ، توانذ و آن را عقل بالفعل كويند . جهارم حصول نظريّات ، بر وجهى كه بالفعل حاصل باشذ . و آن را عقل مستفاد كويند . و اين مرتبه بغايت شريف و عزيز است ، و آخر مراتب كمالات انسانى . و اين معنى دوم نيز هم مصطلح حكماست .