در كتب ايشان آمذه است ، نقل مىكنيم .
امّا آنجه در باب تعريف علم كفتهاند ، بعضى بر آنند كه معنى لفظ علم بغايت واضح است ، و محتاج بتفسير و توضيح نيست . و بعضى ديكر كفتهاند كه تعريف همه جيزها بعلم كنند از آن علم بجيزى ديكر نتوان كرد . و اكر هم بعلم تعريف كنند ، تعريف الشىء بنفسه باشذ . و جماعتى كه آن را تعريف كرده ، بعضى كفته كه علم حصول صورت جيزىست در ذات عالم . و بعضى مىكويند كه حضور ماهيّت است نزد عالم مجرّد از تشخّصات . و بعضى كفتهاند اعتقادى است .
امّا اقسام آن ، هر جند آن را بانواع تقسيم كردهاند . لكن مشهورترين اقوال حكما و متكلّمان درين باب آنست كه :
علم يا تصوّر است يا تصديق .
و هر يك ازين دو قسم يا فطرى باشذ يا مكتسبى . و باعتبارى ديكر تقسيم علم كردهاند و كفته كه علم قديمست يا محدث .
و قديم علم بارى تعالى و تقدّس است باتّفاق ، و علم ملايكه است به نزديك حكما .
و محدث علم ملايكه است بر راى متكلّمان .
و از آن ساير مخلوقات باتّفاق .
و اين علم محدث يا بسبيل وحى و الهام حاصل شوذ ، جون علم ملايكه و انبيا و اوليا .
يا بتعليم و تعلّم و فكر و نظر ، و ابحاثى كه بذين تقسيمات تعلّق دارذ ، مستوفى در كتب آمذه و ما بايراد آن درين بحث جندان احتياج نداريم .
و بعضى تقسيم علم برين وجه كردهاند كه :
علم منقسم است بعلوم محموده .
منقسم است بشرعى و غير شرعى .
امّا غير شرعى ، جنانكه هندسه و طبّ و حساب و امثال آن .
و امّا شرعى : اصولى باشذ و فروعى .
اصولى : مثل آنكه بدانند كه : حقّ سبحانه و تعالى موجودست ، و يكى است ،
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٤٢٨