است و امور دنيوى و ملازمت بندكى حضرت و كار درويشان را ساختن متقلّد كشته . و نيز در هر باب افاضل هر زمان كتب شريف ساختهاند ، و متعلّمان از آن مستفيد ، بلك بسيارى كتب بىنظير از مطالعه كردن در كتب خانها محجوب مانده ، و اهل زمانه را همّت و هوس آن نه كه آن را مطالعه كنند ، سعى و زحمت اين ضعيف را بجند كلمهء نامرتّب كفتن و نوشتن جه فايده باشذ ؟ !
و جون اتّفاق جنان افتاد كه با وجود كم بضاعتى و آنجه در كتابت هيج كتاب و تصنيف شروع نكرده ، و در آن باب مهارتى حاصل نشذه . و نيز زمان و فرصت آنكه فكرى تمام به ترتيب توانذ كرد نه ، و بهر وقت از زمان غير مرتّب لحظه زيادت بذان مشغول نتوانست بوذن ، يمكن كه در ايراد مقدّمات و تقرير مسائل ، تقديم و تأخيرى اتّفاق افتاذه باشذ . و جهت توضيح و زيادت بيان و تفهيم از هر كونه امثال و حكايات آورده .
و لا جرم تا تمام مطالعه نكنند ، مقصود معلوم نشوذ . بذان سبب مطالعه مطالعهكنندگان را سوكند [ 217 ] بامانت مىدهم تا اكر بيش از وقوف بر تمامت مقدّمات و اطّلاع بر نتايج آن ، ايشان را اشكالى روى نمايذ ، و انكارى در خاطر آيذ ، از روى كرم و خلق بسنديده جندان صبر كنند كه تمام مطالعه روذ . آنكاه با عقل و انصاف خوذ رجوع كنند ، اكر اشكالى و غلطى باقى باشذ آن را اصلاح فرمايند ، و از كمال افضال خوذ ، عذر و محمل و تأويل آن بينديشند ، تا مناسب حال لطف ايشان باشذ ، جه : انكار نه كار نيكوانست .
و شك نيست كه مصنّفات ائمّه و علماء عظام كه مقتدايان اهل اسلاماند ، رحمة اللّه عليهم و رضى عنهم ، از اعتراض اصحاب اغراض محروس و مصون نمانده ، كلماتى نيز كه اين ضعيف كويذ و نويسند كه در جنب مصنّفات ايشان مانند قطره و دريا توانذ بوذ ، از طعن طاعنان و اعتراض معارضان هم محروس نمانذ ، لكن جون بمطالعهء خاصّ و عامّ خواهذ بيوست ، و به نظر وضيع و شريف در خواهذ آمذ ، يقين حاصل كه جماعت مطالعهكنندكان ، بعضى علماء محقّق و حكماء مدقّق باشند . و بعضى اصحاب عناد ، هرآينه جون علماء بزرك ، جون آن را بشرف مطالعهء خويش مشرّف فرمايند ، بر هر خطا و خلل و سهو و زلل كه واقف شوند ، از راه كرم اصلاح فرموذه ، ذيل
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 421
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٤٢١