ميلادى در ايتاليا توسط موندى نوس از بولونيا
( Mundinus de Bologna )
شكل گرفته ، مؤثر واقع شده است ( دكتر نصر ، مقام رشيد ، ياد شده ، صص 331 - 330 ) .
- استفاده از اشعار : نثر روان خواجه در اين كتاب ، به كرّات با اشعار گويندگان نامدار پيش از وى همراهى يافته و من باب استشهاد ، جاى جاى از حكم و مواعظ فارسى و عربى بهره برگرفته است اين امر به نوبهء خود عجبى برنمىانگيزد و در گذشته و حال نه تنها طبيعى كه ضرورى منشآت اهل قلم هم محسوب مىشده است . نكتهاى كه در اينجا شايستهء ذكر است اين است كه خواجه احاطهاى تام به ادبيات هر دو زبان فارسى و عربى داشته و به زعم گرفتاريهاى ديوانى و اشتغالات متعدد حكومتى ، ذوق سليم خود را حفظ كرده است . استفاده او اشعار نيز البته بيشتر قياسى و ذهنى است و به همين ملاحظه هم گاه ملفوظات خواجه با منقولات اصلى شعرا تفاوتهائى پيدا مىكند چنان كه در موارد ذيل نمونههائى نقل مىشود :
به زيورها بيارايند وقتى خوبرويان را * تو زيبارخ چنان خوبى كه زيورها بيارائى
كه در نسخى از كليات شيخ سعدى عليه الرحمه به صورت ديگرى نيز آمده است و از آن مهمتر شايد اين شعر معروف او است :
كمال همنشين در من اثر كرد * و گرنه من همان خاكم كه هستم
كه در كتاب به صورت « جمال » همنشين نقل شده است .
بيت ديگرى كه تغييرى خواندنى در خود ديده ، از شاعر بلندنام رودكى سمرقندى است كه به صورت :
باد جوى موليان آيد همى * ياد يار مهربان آيد همى
آمده است و باز اين رباعى معروف خواجه عبد اللّه انصارى :
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست * تا كرد مرا تهى و پر كرد ز دوست
اجزاء وجود من همه دوست گرفت * نامى است ز من بر من و باقى همه اوست