يركان كه اين كتاب طبّ ، كه نام آن . . . نهادهاند و ديكر كتب اهل خطاى كه ترجمه رفت به وقت آن كه مطالعه كنند . . . » . ( مجموعه ، مجتبى مينوى ، تنگسوق نامهء رشيد الدين فضل اللّه ، ص 313 ) . بديهى است كه به تعبير خود خواجه ، ترجمهء متون علمى از اوائل عهد عباسيان به بعد ، در ايران تداوم جدّى پيدا نكرده و چنان پنداشته مىشده كه آنچه كه در دسترس علماء بوده ، براى هميشه كفايت مىكرده است تا اينكه زمان غازانخان و البتّه عهد وزارت خواجه فرا رسيده و آنگاه ارتباط يا بى دوباره فضلاى ايرانى با جامعهء جهانى دانشى آغاز شده است : « [ غازانخان ] همواره اشارت اعلى رانده تا بندهء حضرت سعى نمايد و از كتب و فوائدى كه در اين ملك پيش ازين نسخت آن نبوده ، و اگر نيز بوده اهل اين ديار بر لغت آن كتب اطلاع نيافته و بر آن واقف نگشته ، تتبع كرده باديد كنند ، و آن را ترجمه كرده و بر احوال طبيعت و اسرار آن واقف شده شايع گرداند . . . و در آن شك نيست كه اگر هارون الرّشيد كه خلاصهء خلفاى بزرگ بوده ، سعى ننمودى و كتب اهل يونان را ترجمه نفرمودى . . . و علوم و حكمت ايشان شايع نگردانيدى ، هر كه در شكل و شمايل اهل يونان و افرنج نگاه كردى به تقليد ، ظنّ و گمان چنان بردندى كه از چنان شكل و شمايل و حركات و سكنات زيادت عقل و كمالى صادر نگردد . . . » ( تنگسوق نامه ، ياد شده ، ص 311 و نيز طبّ اهل ختا ، به تصحيح شادروان مجتبى مينوى ، تهران ، بهمن ماه 1350 ) .
رشيد از اين بابت كه تأسيسات علمى شايستهاى در ربع رشيدى بنا نهاد تا ميراث عظيم علمى خواجه نصير الدين طوسى را تداوم بخشد و زنده نگاه دارد ، بىگمان خدمت بزرگى به عرصهء علوم اسلامى انجام داده است و از اين جهت كه كوشيده است كه با جذب دانشمندان هندى و چينى و رومى ( بيزانس ) حوزهء اين علوم را وسعت دهد و هر چه گستردهتر نگاه دارد ، سهم عظيمى در جهانى كردن فرهنگ و تمدن ايران و اسلام داشته است و اين امر شايد بتواند كه به عنوان مهمترين خدمت خواجه به هموطنان خود و در جمع به جامعهء بزرگ اسلامى آن روز محسوب شود . چه به ظاهر از طريق همين ترجمهها و كوششهاى علمى او بوده كه تصاوير تشريح در تنسوق نامهء مزبور از كتاب معروف تشريح چينى « تسون هسين هوان چونگ تو
Ts'un hsin huan Chung t'u
» اقتباس شده به همراه نظريات مربوط به آن ، در مكتب جديد تشريح كه از قرن چهاردهم