تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 35

مساهمون:

صمقدمه ٣٥
بهترين چيزى كه از كسى بازماند به يقين نام نيكوى اوست و تحصيل چنان مرتبتى نيز جز با دانش انجام نمىپذيرد و در حالى كه خود بهتر از هر كس مىداند كه مغولان بىتميز را از علم بهره‌اى نيست و چنان كه به كرات از آنان صادر شده ، تنها به منافع آنى خويش مىانديشند و باز حيرت نشان مىدهد كه انديشمندى « پادشاه اسلام » چگونه است كه از علوم چيزى نخوانده و كتب را مطالعه نكرده ، اين همه فهيم است ! نكتهء جالب ديگر اين كه خواجه نخستين كسى است كه ايلخان محمود غازان و برادر او محمد خدابنده را پادشاه و آن هم پادشاه اسلام مىخواند و از اين راه كوشش مىكند كه آنان را با مسئوليتهاى حكمرانى در جامعهء مسلمانان ايران آشنا گرداند . تفصيل بيشتر اين تلاشها را در آن بخش از جامع التواريخ كه تاريخ مبارك غازانى نام گرفته است بهتر مىتوان ديد ( به اهتمام كارل‌يان ، چاپ هرتفورد ، انگلستان ، 1958 ) . در مقالت هفدهم نيز كه در معيت « پادشاه اسلام » به بغداد روى نهاده و در مداين به زيارت قبر سلمان فارسى نائل آمده ، در فايدهء زيارت ذكر كرده و چنان فرصتى را براى ذكر تعاليم عاليه اسلامى و بدون شك تفهيم منزلت روح و سير بلند و جاودانى آن به حاكم قدرتمند از كف نداده است . خواجه در مجموع ، هيچ‌گاه موقعيتى را از دست نمىگذارد كه در باب مديريت پادشاه اسلام و دلسوزى او به حال رعيت و توجه به آبادانى قراء و قصبات ويران شده سخن گويد و از كم كردن بار مالياتهاى شاق قلان و قويچور و اولاغ و يام و يا تخفيف اجحافات سنگين ايلچى و بيتكچى و ايداچى و مانندهاى آنان مطلبى به ميان آورد . به راستى هم مشكل بود كه خواجه و امثال وى بتوانند به آسانى بر مزاج كسانى تأثير بگذارند كه خون در شكنبه گوسفند مىكردند و پختهء آن را در هنگام تنگى و سختى مىخوردند . همانها ابائى نيز نداشتند كه درگاه ضرورت گوشت آدمى و تمامت حيوانات و علف خشك بخورند و به وقت سوگند اسب ابغر و گاويوكا و قوچ و سگ نر را به اتفاق به شمشير بزنند و گويند : اى خداى ، و اى آسمان و اى زمين ! بشنو كه ما چنين سوگند مىخوريم . . . اگر ما به سخن خود ترسيم و عهد بشكنيم همچنين شويم كه اين حيوانات . . . . . . . ( جامع التواريخ ، به كوشش بهمن كريمى ، جلد 1 ، شركت اقبال و شركاء ، تهران ، 1338 ، ص 274 ) . خواجه از دودمانى است كه خود و اجداد وى ساليان درازى را در خدمت ايلخانان