تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 39

مساهمون:

صمقدمه ٣٩
كه بداهتا با اختلاف مختصرى در نسخ ديگر نقل شده است . گاه نيز ديده مىشود كه خواجه يك صفحه كامل را ( براى مثال ص 117 متن حاضر ) به شعر اختصاص داده و چاشنى دلپذيرى بر احتجاجات علمى خود افزوده است . در كنار مطالب مزبور شايد بتوان از سهوالقلم‌هاى خواجه نيز ذكرى به ميان آورد ، كه شايد به قياس زبان محاوره ، كلماتى نظير « تجّاران » را استعمال كرده باشد . در كتاب هر جاى نيز كه منابع آيات مباركات قرآنى به صورت صحيح ذكر نشده در حدّ تميز و تشخيص اصلاح شده و يا جاى خالى آيات و برخى احاديث پر شده است . جالب است كه خواجه دو بار اشعارى را از زبان پهلوى نقل كرده است كه يك جا اين بيت است :
ار بناذان‌مان كوبى روائى * ممابى خور و زن بىبشمائى
ور نهر زندمان با لالين دشت * واى بج و دران ديم اج سيائى
( همين كتاب ، ص 108 ) و جاى ديگر نيز مصراع ذيل را نقل نموده است :
بر چه خويسسته كل واوى تمامى « 1 »
( همين كتاب ص 507 ) كه اين خود از وسعت اطلاعات او و نيز تداوم آگاهيهاى فضلاى ايرانى از گذشته دورشان حكايت دارد . با اين كه فارسىدانى حكمفرمايان مغولى محرز نيست ولى طرز سخن خواجه و اشاراتى كه فرضا براى به كار بردن لغاتى چون « دستور » ( همين كتاب ، ص 24 ) از سوى ايلخان در كتاب هست ، اين شبهه را تقويت مىكند كه نسلهاى دوم و سوّم غارتگران ، خوى بهيمى را تغيير داده و تا يك اندازه با آداب زندگى ملت نجيب و متمدن ايران مؤدب شده باشند . - « اسئله و اجوبه » بىشك از دقايق خاص حيات اجتماعى خالى نيست و در آن به فراوانى شواهدى از روال معاش و سنن و آداب زندگى ايرانيان مىتوان يافت . رشيد يك جا از « مير نوروزى » يا « امير نوروز » سخن مىگويد ( ص 211 ) كه در همان مفهوم روشنى به كار رفته است كه شايد قريب به نيم قرن بعد به وسيله همروزگار بلند نام او خواجه شيراز استفاده شده است :
هامش
( 1 ) - لغت آخر ( تمامى ) به دو رنگ نوشته شده است و به همين صورت خوانده شد .
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 39 | رشيد الدين فضل الله همدانى