همجنين هر كس بتمامى علوم نتوانذ رسيذ ، بلك هر كس به مقدار استعداد خوذ از علم بجيزى رسذ ، و مصدّق اين معنى حديث نبوى است كه : « اعملوا فكلّ ميسّر لما خلق له » و كفتهاند كه ، شعر :
جنين كفت دانا كه دانش بسيست * و لكن براكنذه با هر كسيست
و جون بعضى از آن راسخان و اولو الالباب دركذرند ، و بعضى ديكر باديذ آيند . و هر يك از ايشان جيزى از آن تأويل بذانند .
و همجنين در هر دورى و هر عهدى جيزى دانند تا انقضاء دور زمان . [ 211 ] و هنوز او تأويلات مختصرى دانسته باشذ ، و در تحت حكم آيت :
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »
« 1 » .
و مثال آن حكم كى :
« وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ »
« 2 » كه در علم تأويل شركة ما داذه . جنان باشذ كه كويند كه راه درياء محيط و كذركاه كشتيها هيج كس ندانذ ، الّا خذاى تعالى و ملّاحان . لازم نيايذ كه ملّاحان مانند خذاى تعالى همه دانند . و لازم نباشذ كه همه راههاء دريا ملّاحان دانند ، يا همه ملّاحان راههاء دريا متساوى دانند ، يا هر راهى كه ملّاحى دانذ ، بعينه همان راه ملّاح ديكر دانذ فحسب ، بلك تمامت ملّاحان در آن باب مختلف العلم و الاحوال باشند .
و مثال ديكر جنانكه كويند كه آب جيحون هيج كس نمىخورذ الّا كسانى كه آنجا مقيماند ، و آنجا رسند . بذين سخن لازم نكردذ كه آب جيحون بتمامت ايشان خورند ، يا آنان كه خورند همه از يك موضع خورند يا همه به مقدارى على السويّة از آن بهرهمند كردند و تصرّف نمايند ، بلك هر يك از موضعى ستانند بموجبى و انائى و ظرفى ديكر . و مصرف آن عظيم مختلف باشذ ، و مع هذا آنجه بجندين خلق از جيحون تصرّف نموذه باشند ، با جيحون اندك نمايذ ، و جيحون بقرار به دريا بيوندذ .
همجنين راسخان در علم از فوايذ و معانى و تأويلات قرآن لا يزال بهرهمند
هامش
( 1 ) - الاسراء ( 17 ) : 85
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) : 7