و كفتهاند : « اوّل الفكر آخر العمل » ، مظهر صفات اوست تعالى و تقدّس ، كه اوّل و آخر هر جيزى مقدّر فرموذه .
جون بذين تقرير اوّل ، اين عالم ابتداء آفرينش آسمانها و زمين است ، و آن روز قيامت و حشر ، و بعد از آن به حكم آيات بيّنات جنانكه [ 210 ] بذان منزل كشته و شرح داذه شذ ، كه جون بهر آسمانى و زمين ، به مقدار بحرى مداد باشذ ، كه مقدورات و متجدّدات و اوضاع و تأثيرات بذان بنويسند ، همان مقدار باشذ و منتهى كردذ . و اجل آن انتهاء آن كه روز قيامت و حشر باشذ .
و اكر معارض كويذ كه : اين مقدار كه تو كفتى تمام هر نفس نيست .
جواب كوئيم كه : حاليا مبرهن كشت كه همه مخلوقات از كليّات و جزويّات را مقدارى مقدّر باشذ ، و بىمقدار مخلوقات محال ، و مانند اين آيات بگواهى آن مىآورم .
و مناسب و بذان واردست . و آن را ناممكن نتوان كفتن . بلك مطابق قياس عدل است . اكر بطريق بحث و دليل و نقل كسى بطلان توانذ كرد . يا وجهى ديكر بطريق عقل و نقل كه بهتر و مطابقتر از آن باشذ ، توانذ كفتن كه ابطال اين معنى كنذ متابعت آن كنند ، و الّا برين وجه مقرّر توانذ بوذ . و متابعت آن بايذ كردن ، و اعتقاد بر آن داشتن ، جه مناسب و مطابق حكم آن آيات بيّنات است كه در ما قبل تفسير آن كرده شذ . و اللّه الهادى .
جون بيشتر كفتهايم كه : متعاقب با يهوديان كه ايشان بسبب اين آيت كه :
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا »
« 1 » طعن بر قرآن زده ، و كفتهاند كه در توريت ما را علم بسيار است . بحثى مستوفى بكنيم . اكنون اينجايگاه آن بحث مىكنيم .
عبد اللّه عباس رضى اللّه عنه مىكويذ : كه جون آيت :
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
نازل كشت ، يهود كفتند كه ما را علم بسيار داذهاند ، جه ما را توريت داذهاند ، و در آنجا علوم بسيار است . حقّ تعالى اين آيت كه :
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
« 2 » منزل كردانيذ .
و حسن بصرى رحمه اللّه ازينجا كفت كه : مراد از كلمات ربّى ، علم ربّى
هامش
( 1 ) - الاسراء ( 17 ) : 85
( 2 ) - الكهف ( 18 ) : 109