فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
« 1 » مىفرمايذ بموجبى كه وعده داذم كه :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
« 2 » در آن باب سعى نمائيذ ، و از رحمت حقّ نااميذ مشويذ كه با وجود اين مرتبهء من كه بذين عظيمى است ، هم آدمىام مانند شما ، و بواسطهء استعداد وحى به من مىآيذ . [ 209 ] و بذين مرتبهء خاتميّت رسيذهام و همه را استعداد هست ، و خذاى شما همه همان خذاى منست و يكيست . و جون سبب كه خذاى است و مسبّب كه بشريّت است ، همه موجودست . و شايذ كه بذان دو واسطه جون من كاملى باشذ ، شما نيز طمع منقطع مكنيد كه جون خذاى را و بشريّت را داريذ ، سعى نمائيذ و اميذ داريذ تا لقاء حقّ تعالى ببينيد . هر كه اميذ داريذ عمل صالح كنذ ، و بندكان بروردكار را در مقابل شرك مياريذ ، جون در آيت ماقبل كه وعده داذه ، هم فرموذ كه :
« الَّذِينَ آمَنُوا »
در عوض آن اينجا مىفرمايذ كه
« وَ لا يُشْرِكْ »
و در عوض آنجه فرموذه كه : و عملوا الصّالحات » اينجا مىفرمايذ كه :
« فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً »
لا جرم حكم هر دو آيت يكيست . و آن هر سه آيات بر هم مرتّب و معانى و تفسير آن مناسب و مطابق .
و جنانكه در مقدّمه كفته شذ كه ما تفسير آن آيات بشرح نمىكوئيم الّا بطريق ايجاز ، از مناسبت آن با آن آيات كه مبحث بوذ بحثى جند كفته شذ . و هر جند در باب مخلوقات و متجدّدات و مقدورات زمين و اوضاع و تأثيرات افلاك ، و آنكه حقّ تعالى آن را بر جه وجه درين آيات مقرّر فرموذه ، كفته شذ . اكنون ديكرباره جهت تأكيد و توضيح آن جند كلمه در خاطر آمذه .
مىكوئيم كه : در آن شك نيست كه متجدّدات و متبدّلات و متولّدات و اوضاع و تأثيرات و هر احوال و قضايا كه به آسمان و زمين و هر احوال تعلّق دارذ .
هر يك بزبانى و مقدارى معيّن دون زمان و مقدار ديكرى مقدّرست . و هر يك را اجلى معيّن كه آن اجل مقدار زمان آن جيز باشد . و بعضى از آن تمام ظاهر باشذ جنانكه هر كس تمام بر آن واقف توانذ بوذ . و بعضى بسبب طول زمان و اسباب خارجى متنوّع . و بحقيقت هر كس بكنه احوال و مقدار زمان آن نتوانذ رسيذن و اكثر آن ادراك نتوانند كردن ، لكن فى نفس الامر بىمقدار نتوانذ بوذ ، و على الاجمال مقدار زمان كلمات بيشتر از جزويّات
هامش
( 1 ) - الكهف ( 18 ) : 110
( 2 ) - ايضا : 107