آيات بيّنات بذان منزل كردانيذه ، و از هر لفظى از آن صذ هزاران معانى و حقايق و دقايق بوجود آورده ، به هزاران الفاظ شرح معانى هر لفظى از آن بكويند مطابق و مساوى و موازى توانذ بوذن ، و در آن آيات بيّنات هيج معنى كه بمبالغه تعلّق دارذ ، نيست الّا همه محض صدق و حكمت و درستى و واقع و وارد ، و بر همه مسلمانان و مؤمنان واجب ، كه جهت تصديق اين معانى باتّفاق بگوئيم كه :
« صدق اللّه العظيم و صدق رسوله الكريم و نحن على ذلك من الشّاهدين » .
و جون علماء راسخ و اولو الالباب بامعان نظر و اجتهاد خاطر در آيات ما بعد اين آيت :
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ »
« 1 » نظر كنند و تأمّل نمايند ، تمامت اين معانى كه اين ضعيف من اوّله الى آخرة تقرير كرده ، همه در آن موجود يابند . و همجنين در آيات ما قبل آن و در آيات ما قبل و ما بعد :
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً »
« 2 » ، همجنين و معانى همه بهم مرتّب و همه شاهد و تفسير و مثال يكديگر . و آنجه اين ضعيف درين رساله از اوّل تا آخر كفته ، تمامت در آن موجود و مندرج ، و صذ هزاران جندان معانى ديكر كه اين ضعيف و بسياران ديكر بكنه آن نرسند در آن مندرج .
و جون كفتيم كه تمامت معانى كه ما تقرير كرديم در آيات ما قبل و ما بعد آن موجود و مندرج است ، و آن همه به همديكر مرتّب و مصدّق و شاهد و تفسير و مثال يكديگر هر جندان معانى بنزد دانايان ، جون در آن نظر كنند ، معلوم كردذ . لكن آن آيات ما قبل و ما بعد را اينجايى كه نوشتن واجب است ، تا زوذ در نظر آيذ و بر آن معانى كه ذكر رفت مطّلع كردند ، و در زير هر آيتى از آن جند كلمه بنويسد .
و اوّل : آغاز آن ، از آياتى كه ما بعد :
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ »
« 3 » ، مىكنيم . جه بذين معانى [ 207 ] و تفسير ، كه ختم رساله است ، مرتب و مطابق آنست و آن آيات اينست :
« ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ
هامش
( 1 ) - لقمان ( 31 ) : 27
( 2 ) - الكهف ( 18 ) : 109
( 3 ) - لقمان ( 31 ) : 27