تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 34

مساهمون:

صمقدمه ٣٤
« از گرگ گوسفندى نيايد » و در چشم صاحبان قدرت « ارزش خاشاك بيشتر از رعاياست » ( مجموعه ، دكتر غلامحسين يوسفى ، انعكاس اوضاع اجتماعى در آثار رشيد الدين ، صص 388 و 402 ) باز از ارائه طريق دست برنمىدارد . مغول ، ايران را به ضرب شمشير گشاده بود و اين را هم مىدانست كه تنها با زور اسلحه و فشار سرنيزه مىتواند بر آن فرمان براند ، حكمفرمايان مغولى پايهء كار را بر آن نهاده بودند كه تا هر جا كه از جور برمىآيد و با شمشير ميسّر است ، امور را پيش برند و انديشهء كس را در دل نپرورند . در تمامى مدت يكصد و بيست سالى هم كه از روزگار سيادت آنان گذشت ( 736 - 616 ه ق ) جز از اين شيوه استفاده نكردند و حتّى قدر هيچ خدمتگزار صميمى و مخلصى را نيز ندانستند ، به نحوى كه مىتوان گفت از ميان كليّهء وزراء مغول ، فقط تاج الدين على شاه گيلانى ( جيلانى ) وزير ابو سعيد بهادر است كه در سال 724 ه . ظاهرا به مرگ طبيعى درگذشته است و بقيه وزراء و كارگزاران ايرانى قدر اوّل آنان ، همه به تيغ بىدريغ ارباب ستمكار كشته شدند . قهر و سخط و حق‌ناشناسى و ددمنشى ايلخانان نسبت به كليّه خادمانى كه در زيردست آنها بودند چنان صراحت داشت كه گوئى همهء اين مظلومان همواره تابوت خويش را بر دوش مىكشيدند و هر روز به هر بهانه‌اى مترصّد فرجام تباه خود مىبودند . زيرا كه جملگى مىدانستند كه بهانه‌هاى ساختگى كم نيست و نيرنگهاى خائنانه فراوان است . نوع سلوك سلاطين و امراء هم طورى بود كه همه به جان خود بيمناك و نسبت به شرارت ديگران ظنين باشند به تعبير خود خواجه :
عنان بزرگى هر آن كس كه جست * نخستش به خون دست بايست شست
( همين كتاب ، ص 290 ) . در چنان شرايطى است كه رشيد به عنوان وزير بلند نظر و فداكارى كه از يك طرف وارث و حامى فرهنگ كهن ايرانى است و از سوى ديگر به زيور تمدن اسلامى آراستگى يافته و از منابع قرآنى و احاديث پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) و معارف منقول و عقلى عصر بهرهء كافى برگرفته ، به ميدان مىآيد و سعى در اصلاح حال جامعه و نرم كردن و ملايم ساختن خوى بهيمى حكام مىكند . در سؤال دوازدهم كتاب مشاهده مىشود كه « ذكر جميل پادشاه اسلام » مطرح است و رشيد به سلطان الجايتو تفهيم مىكند كه