تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
اى كاينات را بوجود تو افتخار * اى بيش از آفرينش و كم ز آفريذكار
و بذين تقرير و مقدّمات معلوم مىشوذ كه حقّ تعالى ، قرآن را نامتناهى حقيقى ننهاذه ، جه اكر نامتناهى حقيقى بوذى ، اين همه شرح و تفصيل نفرموذى ، و آن را به مقدار نسبت نكردى و نكفتى :
« قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي »
« 1 » . و غرض ازين آنكه تا فرق نهاذه باشذ ميان ذات و صفات بارى تعالى و ميان مصدر صفات و صفات ، جنان‌كه در ما قبل شرح داذه شذ . و آنجه بيشتر كفته شذ ، كه نشايذ كه آيات قرآن و الفاظ [ 199 ] آن را حمل بر مبالغه فحسب كنند . جه تقرير رفت كه در تحت هر لفظى صذ هزاران حكمتهاء بىپايان باشذ ، و جنان بايذ دانستن . جه آن امثله و تشبيهات كه حقّ تعالى فرموذه جهت آن توانذ بوذ ، تا شرح آن معانى داذه باشذ ، و كيفيّت آن بر منهاج راستى فهم كنند . و از حقايق و معانى و اسرار آن واقف كردند . و اكر در ضمن آن اسرار و حكمتهاء عظيم نبوذى ، همين قدر كفاف بوذى كه فرموذى كه معانى كلمات حقّ تعالى بهيج جيز نفاد نيابذ ، و منتهى نكردذ . و جون اين معنى مطلقا نفرموذه ، كه بهيج جيز و هركز منتهى نكردذ ، الّا مقيّد و معلّق فرموذه . و در آن شكّ نيست كه هر جيز را كه معلّق كرد ، بجيزى كه ممكن الوقوع باشذ ، آن معلّق نيز ممكن الوقوع توانذ بوذ . و حكمت بارى تعالى ازين دو آيت و شرح آن فرموذن آنست كه تا آنج در ما قبل ياذ كرده شذ بدانند ، و نيز بدانند كه كلمات اللّه هر جند بموجبى كه حديث نبوى در آن باب آمذه ، و ذكر رفت ، كه با مصدر خواهذ رفتن . نباذا جنان بندارند كه معانى آن از آن جمله است كه بواسطهء مخلوقات ، يا مانند ديكر مخلوقات منتهى كردذ ، و نفاد بذيرذ . الّا آنكه بالاتر و محصورتر از جميع مخلوقات باشذ . و جنان‌كه كفته شذ قطعا نشايذ كه جنان بندارند كه تقرير و شرحى كه در آن دو آيت فرموذه بطريق مبالغه است بلكه بالواقع جنانست و جنان‌كه تقرير رفت ، بهرجه انديشه و تصوّر كنند كه بذان مقياس در حصر آوردن ممكن بوذى ، جون تفحّص كنند . بذان مقياس
هامش
( 1 ) - الكهف ( 18 ) : 109