قطرات باران يك روزه كه در يك موضع ببارذ هم نامحصور . و آنجه در همه ولايات ببارذ هم نامحصور . و آنجه از ابتداء آفرينش عالم تا انقضاء عالم باريذه و بارذ هم نامحصور است . و زيادت از آن هر جيز كه تصوّر كنند كه كمّ و كيف را در آن مدخل است هم نامحصورست .
لا جرم نامحصورات را مراتب هم نامحصورست و نامتناهى حقيقى .
همجنانكه واجب الوجود يكىست ، آن نيز يكى است ، و زيادتى ، و كمى بلك كم و كيف را مطلقا در آن مدخل نه .
و قسم نامحصور بموجبى كه تقرير رفت ، مراتب آن نيز هم عظيم بسيار و نامحصورست . و لا شكّ آن را دو طرف افراط و تفريط باشذ . جون از طرف افراط دركذرذ ، مرتبهء ديكر متصوّر نباشذ ، الّا نامتناهى حقيقى ، كه آن صفت ذات بارى تعالى و تقدّس است . و جون از طرف تفريط دركذرذ ، بمرتبهء محصور خاصّ رسذ ، كه آن را هر كس حصر نتوانذ كردن الّا مخصوص باشذ بعلما كه بآلات هندسه و هيأت تصوّر آن ممكن باشذ ، و در تحت آن ثانى محصورات بسيار بسيار ، جنانكه در تقسيمات آن در مقدّمه ياذ كرده شذه .
اكنون محقّق كشت كه مراتب نامحصور عظيم بسيار و متفاوت است ، و آن را دو طرف افراط و تفريط است . مرتبهء از آن نامحصور كه اعلى مراتب آنست . آن مخصوص است بمعانى قرآن قديم از مخلوقات و مقدورات ، هيج جيز بحصر و عدّ آن وفا نكنذ ، و بهرجه تصوّر كنند كه بذان بشمارند و حساب كنند ، همه سبرى كردذ ، و آن سبرى نكردذ . و مع هذا بمرتبهء نامتناهى حقيقى ، كه آن بواجب الوجود تعالى و تقدّس تعلّق دارذ و بس ، نرسيذه باشذ .
و بموجبى كه تقرير رفت بالحقيقه اين بيت كه انورى در مدح كفته ، جهت هر كس و هر جيز كه كويند ، و كفته باشند ، محال توانذ بوذ . بلك جهت مبالغه كفته باشند ، و كويند .
لكن وصف الحال قرآنست . و آن معنى جهت صفت و احوال قرآن واقع و وارد توانذ بوذ و بس ، و بهيج جيز و هيج كس نرسذ . و آن صفتى خاص قرآن قديم را ، و تمامت اين شرح و بيان كه كرده شذ ، مناسب و مطابق اين بيت است ، شعر :
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 383
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٣٨٣