تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 32

مساهمون:

صمقدمه ٣٢
بازمانده‌اند . خواجه در خلال همين كتاب ، بارها قدرت استدلالى و علمى خود را معلوم داشته و در مباحث مختلفى كه وارد شده ، توان معتنى به انديشه‌هاى فلسفى خويش را به نمايش گذاشته است . به مثل در نخستين سؤال مجموعهء حاضر مىنويسد كه پس از انبياء و اوليا ، ديگر مردم عالم بر سه طايفه‌اند و بجز عوام كه در مرتبهء سوم قرار مىگيرند ، طايفهء اول را حكماء برمىشمرد كه متكلمان و فلاسفه را در بر مىگيرد و طايفهء دوم را علماء و فقها مىشناسد كه بر منقولات تكيه مىكنند در سؤال چهارم از « مجهول مطلق » سخن مىگويد و در تبيين نظر « المجهول المطلق لا يمكن الحكم عليه » به ادلهء عقلى استناد مىورزد . در سؤالهاى پنجم و هفتم كه نظرات عماد الدين مطرزى و عضد الدين مطرزى را عنوان مىكند ، چه در مباحث اخلاقى و حكمت نظرى ( در باب حرص و ديكر كاستيهاى روانى مردمان ) و چه در عرصهء توجيهات منطقى ( آيا ذكر اين كه هر چه مىگويم دروغ است خود دروغ است يا نه ) استدلالات فلاسفهء سوفسطائى را به ياد مىآورد . سؤال نهم مجموعه كنونى هم كه به « قتل پيغمبران و عصمت ايشان » روى مىكند بارى از ظرفيت علوم منقول خواجه پرده برمىدارد . در سؤال يازدهم مولانا شمس الدين جوهرى سمنانى نكات شش‌گانهء بديعى را به استفسار مىگذارد و بدين نحو پاسخهاى مفيدى در زمينه : 1 - تسلسل از جانب علت محال است . 2 - تقدم واجب بر عالم اگر تقديم ذاتى باشد بر چه وجه مىباشد . 3 - مواليد سه‌گانه فعل و انفعال عناصر اربعه . 4 - حركات چهارگانه . . . . 5 - حركات فلكى و 6 - اختلافات در نفوس بشرى به دست مىآورد . و امّا كه سؤالهاى سيزدهم و نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم متن حاضر نيز بار احتجاجى دارد و پر پيداست كه ذهن وقاد خواجه از ورزيدگى و ممارست كامل براى ورود به چنان مباحث پيچيده‌اى از علوم عقلى برخوردار است و هوشمندانه به بحث و تحليل مهام اعتبارى روز مىپردازد . بدين گونه مىتوان باور داشت كه لطمات شديد سياسى و اقتصادى و اجتماعى ناشى از حملهء مغول ، با از ميان رفتن همهء فعاليتهاى علمى و عقلى جامعهء بزرگ ايران تلازم نداشته و وجود كسانى چون خواجه نصير الدين طوسى و قطب الدين شيرازى و دبيران كاتبى و علّامهء حلى دليل كافى بر حضور متفكران برجسته در عرصه فعاليت‌هاى علمى و فلسفى عصر بوده است . رشيد را شايد نتوان مانند ابن سينا يا خواجه نصير الدين فيلسوفى تمام‌عيار ناميد ولى بىشك او را از فلسفه بهره‌اى