تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
مىتوان كردن ، و در آن مدخل دارذ . نامتناهى نتواند بوذ ، بلك متناهى باشذ . جه با وجود اين عظمت و بسيارى و نامحصورى آن ، جون تصوّر كنند كه يك ريك از آن مجموع يا يك قطرهء آب از دريا بركيرند بضرورة بلا تردّد نقصانى در آن ظاهر كردذ ، و در تحت كمى و كاستى و تغيّر و تبدّل و زوال باشذ . به حكم آيت :
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 1 » بر آن وارد . و جنان‌كه در مقدّمه در تقسيم آمذه و ذكر رفته صفات بارى تعالى كه نامتناهى حقيقى مطلق آنست ، ازين نقصان و تغيّر و تبدّل و حصر و عد ، معرّا و منزّه . و از وصف مستغنى ، و آيت :
« سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ »
« 2 » اشارت بدين معنى است ، جه بهر جه صفت آن تصوّر كنند ، زيادت از آن باشذ ، بلك قطعا تصوّر را در آن مجال نباشذ . و بذين تقرير و مقدّمات ، نامتناهى حقيقى صفات باك او را باشذ ، و او را زيبذ و بس . و اين اقسام متناهى و نامتناهى و محصور و نامحصور ، درين مقدّمه جهت آن آورديم ، و معانى آن روشن كردانيذيم ، تا فرق ميان نفاد شدن و منتهى و سپرى كشتن ، جميع مخلوقات عناصر و افلاك و كيفيّت آن و احوال غير مخلوق مانند قرآن قديم ، و صفات بارى تعالى ، و ذات واجب الوجود تعالى و تقدّس درين احوال اقسام متناهى و نامتناهى و محصور و نامحصور هر يك بر جه وجه متصوّر باشذ ؟ جه قطعا بايذ كه بحسب مراتب هر يك را ، در آن ابواب تفاوتى باشذ . و تا آن اقسام و معانى آن روشن نكردذ ، نتوان دانستن كه نفاد و انتها هر يك جكونه ممكن و متصوّر باشذ ! ؟ اكنون شرح اقسام آن معانى بر خاطر خواننده مضبوط باشذ ، تا برو مشكل نكردذ . مقدّمهء ديكر : در باب آنكه قرآن قديم است و تا بدست نبى عليه الصّلاة و السّلم نفرستاذه ، در كتابت بقلم و مداد صورى نيامذه ، و بر كاغذ ثبت نكشته ، و لا شكّ جون روز قيامت باشذ ، و وعدهء :
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 3 »
هامش
( 1 ) - القصص ( 28 ) : 88 ( 2 ) - الصافّات ( 37 ) : 180 ( 3 ) - القصص ( 28 ) : 88