2 - سادگى و روانى كلام : رشيد در نگارش نامهها كوشيده است كه ابتدا به سبك رايج عصر ، مستدعيات و منويات سؤالكنندگان را شرح دهد و در بسيارى از مواقع هم ، عين نامههاى آنان را بنويسد و از آنجا كه عمدهء مسائل مطروحه به امورى از حكمت و فلسفه ، پزشكى ، طبيعيات ، امور دينى و كلامى ، نكات دنيوى و اعتبارى و به طور خلاصه جريانهاى علمى و فكرى روز جامعه متوجه بوده ، به صورتى روشن و صريح پاسخ آنها را بنويسد . خود او مىگويد : « اهل تحقيق را در بيان حقايق معانى نظر بر مصطلح نيست بدان سبب اين تقرير بر وجهى مىكنيم كه آن معانى كه مطلوبست ، معين و روشن گردد و مشكلات دقايق آن به آسانى به هر فهمى رسد . » .
3 - اقتباس از آيات : خواجه مانند همهء ادباى پيش و بعد از خود به طور جامع با كتاب آسمانى و آيات مباركات دمساز بوده و مىتوان گفت كه همانند اكثر بلغاء ايران كه آثارى از آنها باقى است ، متن كامل كتاب الهى را در سينه داشته و جا به جا بدان استشهاد كرده است . در اسئله و اجوبه گاه ديده مىشود كه رشيد به استدلال دينى پرداخته و مثلا رسالهاى را به « اثبات حشر اجساد » اختصاص داده است و يا سؤالات دينيهاى را نظير آنچه كه سيد مجد الدين عاليشاه ابرقوهى و شهاب الدين زاكانى و نظام الدين ابن سيد مهدى درباره « سير الى اللّه ، سير فى اللّه و سير باللّه » ، و اين كه « بارى تعالى قادر مختار است يا موجب بالذات » و « ندا و صوت كه از حضرت محمد ( ص ) باشد يا از ذات بارى » مطرح كردهاند ، پاسخ گفته . قسم ديگر آنهاست كه موضوع سخن تفسير آيات و احاديث است و فى المثل به طورى كه در پرسشهاى چهاردهم « تفسير آيهء
« وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها »
» ، پانزدهم « تفسير آيه
« وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ »
» ، شانزدهم « تفسير
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ »
» ، هجدهم « تفسير حديث انا مدينة العلم و على بابها » ، بيست و دوم « تفسير آيهء
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً »
» و بيست و سوم « تفسير آيهء
« فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ »
» آمده است به اظهار نظر مىپردازد .
4 - مباحث و مسائل فلسفى : اعتناى خواجه به انديشههاى فلسفى ، شايد شامل آن بخش از آثارى باشد كه هنوز چنان كه بايد مورد توجه محققان قرار نگرفته است .
چه به طور عمده رشيد را سياستمدار و مورّخ و پزشك و اديب شمردهاند و تا يك اندازه از بررسى ابعاد ديگر علمى و شخصيتى او كه به فلسفه و حكمت و علوم عقلى متوجه است