آن جنان بايذ كرد كه بذان آيت ، مناسبتى تمام داشته باشذ ، و بنزد عقلا معانى آن روشن و واضح كردذ .
مقدّمه ديكر : آنكه معلوم شوذ كه اشيا متناهى و نامتناهى كذام ؟ و جكونه ؟ و بر جند وجه است ؟
و بحثى كه در آن باب ، حكماء متقدّم و متكلّم كرده و كفتهاند ، و آنجه اين ضعيف را در آن باب روى نموذه ، تقرير مىكنذ .
و بر عقلا خصوصا بر مسلمانان واجب است كه حقيقت آن بدانند ، تا اعتقاد ايشان درست كردذ . و تردّد از بيش برخيزذ . خصوصا در تفسير اين آيت ، و تا حقيقت متناهى و نامتناهى معلوم نكردذ ، بعضى از تفسير اين و بيان كه بتقرير آن مشغوليم نتوان كفتن . و اكر كويند مناسب نتوانذ بوذ . و مفهوم و معلوم نكردذ ، و از تردّد و حيرت كه در آن داشته باشند ، جيزى مرتفع نكردذ .
لا جرم درين موضع ضرورت شذ ، تقرير آن كردن ، و آنجه اين ضعيف را در آن باب در خاطر مىآيذ ، آن را باصطلاحى و قاعدهء كه خود وضع كرده تقرير مىكنذ و مىكويذ كه : جون تصوّر كنيم كه جيزى لا يزال از مصدرى فايض كردذ و نقصانى در مصدر آن نباشذ ، آن را نامتناهى كوئيم . و آن بر دو قسم باشذ : حقيقى و غير حقيقى .
امّا حقيقى : آنست كه مصدر آن از اوّل الاوّلين و آخر الآخرين باشذ كه وراء آن اوّل و آخرى نيست ، و واجب كه باشذ و يكى باشذ . جنانكه برهان بذان قائم . و هر جند كه از شرح و بيان مستغنى است ، لكن جهت تفهيم هر كس من بعد در آن باب شرحى خواهيم كفتن .
امّا غير حقيقى : آنست كه حقّ تعالى جهت آنكه تا صنع خوذ بخلق نموذه باشذ كه :
« كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف » ، و نيز اكر مطلقا از صفت نامتناهى هيج جيز نيافريذى ، آن مصدر و صفت از فيض آفرينش مهمل ماندى ، و نشايذ كه هيج صفتى از صفات نامتناهى او ، مهمل و عاطل و بىفيض باشذ ، جه عبث لازم آيذ ؟
لا جرم بموجبى كه از ديكر صفات حيّيت و قدرت و علم و ارادت و غيره ، مخلوقات
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 367
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٣٦٧