اكنون آمذيم با سر سخن و آغاز كنيم بعون اللّه و حسن توفيقه و العلم عند اللّه .
در تفسير آيت و بيان سؤالى كه مرحوم مسعود بيك ايراد كرده ، و علماء مذكور را در آن تردّدى روى نموذه ، و آنجه بذان بحث تعلّق دارذ و جون آيت :
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ »
« 1 » . كه هم در آن كتاب منزل كشته ، آنجه منتقل است از مفسّران و بيشوايان دين و در تفاسير آمذه روايت كنذ . و آنجه در خاطر اين ضعيف آمذه ، از حقايق معانى آن كفته شوذ . و بيشتر مقدّمات كه در آن بحث ضرورى بوذ مقدّم مىدارذ ، و مسئلهء اشياء متناهى و نامتناهى را نيز بيشتر بيان مىكنذ . جه آن مقدّمهء اين بحث است ، و تعلّق و نسبت آن بذان آيات است . و جون آن بحث از جمله مسائل مشكل است و كيفيّت آن جنانكه بايذ بيش هر كس بوضوح نبيوست يمكن كه ببركت آيات بيّنات آن نيز در ضمن آن واضح كردذ . بذان سبب در آن شروع كرده ، مىكويذ و ما توفيقى الّا باللّه .
مقدّمهء اوّل : مىكويذ هر جند شرايط كه بر مفسّر واجب است ، كه رعايت آن كنذ ، بسيارست . و اين ضعيف جنانكه تقرير رفت ، در آن باب رسالهء مطوّل ساخته ، و در كتاب مفتاح التّفاسير مندرج كشته ، لكن حاليا آنجه از آن شرايط ، درين بحث واجب است ، در مقدّمه كفتن ، تا غرض و فايده بحث و معانى آن مضبوط و مقيّد كردذ ، آنست كه : مفسّر بايذ كه هر جه نصّ قرآن يا حديث نبوى بذان ناطق نباشذ ، بنياذ بر آن ننهند ، و اعتقاد و دستور خود نسازند . جه البتّه غلط و كفر باشذ ، و مسلمان آن باشذ كه اعتقاد او درين ، جز بآيات قرآن و احاديث نبوى و سخنانى كه مناسب و مطابق آن باشذ ، نبوذ . و اكر كسى را بواسطهء خيال و فكر خوذ انديشهء بوذه باشذ ، يا نقلى كه مناسب نصّ نباشذ ، و جون با نصّ رجوع كنند ، مخالف نصّ و احاديث آيذ ، قطعا بايذ كه قبول نكنند .
مقدّمهء دوم « 2 » : آنكه جون حكمى در آيتى آمذه ، و حكمى ديكر در
هامش
( 1 ) - لقمان ( 31 ) : 27
( 2 ) - در اصل : « اوّل » آمده و سهو القلم كاتب است .