تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
لا شكّ الفاظ و معانى بسيار در ضمن هر لفظى از آن توانذ بوذ و مفسّر بايذ كه الفاظ و معانى بسيار كه در تفسير هر لفظى بكويذ ، همه مرتّب باشذ ، بر آن لفظ همجنان باشذ كه ساق درخت . و الفاظ ديكر كه در تفسير آن در عبارت آرند ، همه مانند شاخ و برك كه از ساق درخت منشعب كشته ، بر وجهى كه جون نظر كنند ، و تأمّل نمايند ، سند و مرجع همه آن معانى و الفاظ كه در آن باب كفته باشند ، آن يك لفظ كلام اللّه باشذ . و همجنانك آن شاخها و برك درخت را معيّن مىتوان ديذ ، و دانستن كه مرجع همه با آن ساق است ، و آن اصل است ، و ديكر فروع . همجنان بايد كه آن لفظ قرآن اصل و سند و مرجع آن الفاظ و معانى باشذ ، كه مفسّر كويذ . و الفاظ و معانى كه مفسّر كويذ و تأويل كنذ ، بمثابت آن شاخها و اوراق همه فروع آن اصل باشذ . جنان‌كه هر كس كه بشنود ، بيش او روشن و واضح باشذ كه بر آن مرتب است . و از حيّز آن لفظ قرآن بيرون نرفته ، و الّا تفسيرى باشذ كه براى خوذ كرده بوذ ! و از جمله آنجه تفسير براى خوذ كنند و كفر باشذ ، يكى اين معنى توانذ بوذ كه ذكر رفت . و بيان آنجه مفسّر جكونه كسى بايذ ؟ و تفسير جكونه كنند ؟ تا براى خوذ نكرده باشند ، على حده در رساله از كتاب مفتاح التفاسير بشرح كفته‌ايم ، از آنجا مطالعه بايذ كرد . و آنجه انديشه كنند كه مرحوم مسعود بيك از جمله مفسّران نبوذه ، و باشغال دنياوى و ديوان مشغول بوذه ، و بر شيوهء امرا و صدور رفته ، و بنيابت قاآنان و باذشاهان [ 185 ] منسوب كشته ، و در آن مستغرق بوذه ، بر تفسير و تأويل كلام اللّه او را وقوفى نبوذه باشذ تا در آن تصرّفى كنذ يا نقلى توانذ كردن ، مانند اين انديشه خطا باشذ ، جه مطلقا حق تعالى در ازل بذان كس كه خواسته ، به حكم :
« يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ »
« 1 » . دانش كرامت فرموذه . آن كس را كه آن همه عزّت و دولت داذه باشذ ، و در ميان خلق بزرك و عظيم كردانيذه و نيابت اولو الامر بذو حواله كرده و در زمرهء آنان كه :
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
« 2 » . آورده ، و خلايق درو نكاه مىكنند ، و او را بسرورى خوذ قبول كرده ، و مىبينند كه او نيز
هامش
( 1 ) - النور ( 24 ) : 35 ( 2 ) - آل عمران ( 3 ) : 26