تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
همجنان آدمى است ، كه ايشان همه بزركى و عظمت او بر دل خوذ خوش كرده‌اند ، و بيش ايشان محقّق كشته كه سزاوار آنست ، و عجب نمىدارند و منكر آن نمىتوانند شد . جه عجب اكر بر همان وجه آن صاحب دولت را كه مستحقّ آن موهبت بوذه ، موهبتى ديكر علمى بذو ارزانى داشته باشذ ، و اين عجب نيست ، بلك آن عجب‌تر باشذ كه ، كريم و محسن ، مطلق احسان نكنذ ، و آن صاحب دولت عزيز كرده را عزّت ندارذ ، و جنين توانذ بوذ ، بلك در شان ايشان كفته كه : « كلام الملوك ملوك الكلام » . و نيز كفته‌اند كه : « اصحاب الدّول ملهمون » . و جون مىشايذ ، و مىبينيم كه كسانى كه ايشان مطالعه كتب نكرده‌اند ، و از استاذان جيزى نياموخته ، و حقّ تعالى ايشان را نور دانش بخشيذه ، سخنان نيكو مىكويند و مىدانند ، و تمييز سخن نيك و بذ مىتوانند كردن . و آن علم عطائى مىخوانيم ، و به جائى رسيذه كه آن علم عطائى بكمال ، بر بهترين مخلوقات و مهتر و سرور كاينات محمّد مصطفى عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيّات داذه كه امّى بوذه . و نشايذ كه بهيج وجه كسى انديشه كنذ و كويذ كه شخصى امّى يا غيره كه صاحب منصبى باشذ ، نشايذ كه او را حق تعالى علمى و اجتهادى بخشيذه باشذ . جه هر كه اين كويذ و انديشه كنذ ، طعنه در امّى نبى عليه الصّلاة و السّلم زذه باشذ . و آموزانندهء مطلق همه و آفرينندهء همه خذاى تعالى است جلّ و علا . و هر كس كه اوّل بنياذ علمى نهاذه ، خذاى تعالى ، علمى بذو آموزانيده بوذه نه غيرى . جنان‌كه حقّ تعالى مىفرمايذ كه :
« الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ »
« 1 » . و ديكر كه :
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
« 2 » . قضايائى كه بنقل تعلّق دارذ ، لا شكّ از ديكرى استماع و روايت بايذ كردن ، و از كتب مطالعه كردن ، و در آن خلافى نتواند بوذ . و هر كس كه روايتى و نقلى دروغ كنذ ، كذّاب و كافر باشد .
هامش
( 1 ) - الرحمن ( 55 ) : 1 - 3 ( 2 ) - الكهف ( 18 ) : 65