عقاب هر طايفه حكمى على حده آمذه ، و جون در حقّ آن قوم فرموذه كه :
« فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَ
معلوم بايذ كرد كه كذام طايفهاند ، كه تا اين حدّ كمراهاند ؟ و عذاب ايشان عذاب اكبر خواهذ بوذ ؟ و عذاب اكبر كى باشذ ؟ و كجا ؟ ! و بر دست كه ؟ ! در آنجه آن قوم كذام قوم باشند ؟ !
مىكوئيم كه : آن قوم طايفهء باشند كه كمراهترين طوايف كفّار باشند ، جنانكه بارى تعالى از آن طايفه اخبار مىفرمايذ كه :
« لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »
« 1 » . و همواره بر كفر و ضلالت اصرار نمايند ، تا وقتى كه بميرند ، و بدوزخ روند ، و بحقيقت هيج فرقه از كروهى كه از دايرهء انسانيت بيرون باشند ، بل از غايت ضلالت و جهالت ، بايهء ايشان از جهار باى كمتر باشذ ، نازلتر تصوّر نمىتوان كرد .
و آنج عذاب اكبر ، كذام عذاب باشذ ؟
مىكوئيم كه : عذاب اكبر عذابى باشذ كه هركز از آن نجات نيابند ، و لا يزال در آن بمانند .
و آنجه آن عذاب كى باشذ ؟ و كجا ؟ و جكونه ؟ و بر جهت كه ؟
مىكوئيم كه : آن عذاب وقتى باشذ كه نفوس با حضرت عزّت روند ، و دليل برين آنست كه فرموذه كه :
« إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ
. و آن تحقيق راست . و جون تحقيق را بوذ ، معنى جنان دهذ كه البتّه ايشان را عذاب اكبر فرمائيم . و بدرستى كه ايشان را رجوع با حضرت ماست ، ما وقتى كه ديكر كناهكاران را : بعضى بشفاعت ، و بعضى بعفو خويش ببخشيم و بيامرزيم . ايشان را عذاب اكبر فرمائيم ، و روى خلاص و نجات نبيند . و آنجه بعضى بعد از عقاب و عذاب بسيار از دوزخ خلاص يابند ، ايشان آن وقت نيز نيابند . و همواره مؤبّد و مخلّد در دوزخ بمانند . آنست كه فرموذه كه :
« إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ »
« 2 » . يعنى : حساب ايشان با ماست و جنانجه ذات ما مؤبّد و مخلّد است ، حساب و عذاب و عقاب ايشان مؤبّد و مخلّد خواهند بوذ ،
هامش
( 1 ) - الاعراف ( 7 ) : 179
( 2 ) - الغاشية ( 88 ) : 25 - 26