بذين عظيمى و اين بلندى ، هرآينه قادر باشذ بر آفريدن كوشكهاء بلند در بهشت .
و بذين دلايل و براهين كه كفتيم ، بعد از اثبات بهشت و دوزخ ، معلوم مىكردد كه زمين ما لا كلام مدوّر باشذ و در تدوير آن هيج شكى و شبهتى نه .
و بوشيذه نمانذ كه سبب تدوير زمين حركات افلاك است ، بموجبى كه در علوم هيأت و طبيعى مبرهن و روشن كشته و هيج كس را بر آن اعتراضى نيست . و اينجا زمين مسطّح مىنمايذ ، نه از آن جهت است كه اصلا مسطّح است ، بلك از غايت عظمت ، مسطح در نظر مىآيذ ، و كوهها بذين بلندى و عظيمى كه مشاهده مىروذ ، با آنكه بر روى زمين مدوّر نصب كشته ، از غايت بزركى زمين قطعا در تدوير آن هيج نقصان بازديذ نمىتوانذ كرد . جه اين كوهها به نسبت با زمين مانند ذرّهء است به نسبت با كوهى ، و ظهور و اعتبار ذرّه بر كوهى وزنى نياورذ .
و جون حقّ تعالى اين مثال بر سبيل تعجّب بخلق مىنمايذ . بس تفسير بر وجهى بايذ كرد كه نزد مردم غريبتر و عجيبتر نمايذ . و راست باشذ و خلاف و تزوير نباشذ . و تفسير بذين وجه كردن اولى بوذ از وجهى كه در آن تعجّب كمتر باشذ ، و در نظر خلق سهلتر نمايذ ، و از صواب و حقيقت دور بوذ ، و جون حقيقت اين اقتضا مىكنذ كه مفسّر بايذ كه تفسير بر وجهى كنذ كه راست باشذ . و از آن تفسير تعجّب زيادت باديذ آيذ . و در نظر خلق معظمتر نمايذ ، تا حقّ و مصدّق باشذ .
و از بيان مقدّمات و دلايل ما قبل ، معلوم مىشوذ كه ، حقّ تعالى ، بموجبى كه در مقدّمه كفته شذ ، خواسته بوذ كه انسان را از علوم و حكمت بسيار كه در ضمن جنين امرى محسوس مؤثّر ، كه هيج كس منكر آن نتوانذ شذ ، مدرج است ، تنبيه كنذ ، تا از آن هم اسرار معرفة خوذ روشن كرده باشذ ، و بذان واسطه بتدريج عارف معرفة [ 181 ] او شوند . و فايدهء ارادت : « فاردت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف » حاصل كردذ . و هم حكم :
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها »
« 1 » ، بظهور بيوندذ . جه هر وقت كه انسان از آن اسرار
هامش
( 1 ) - الانعام ( 6 ) : 160