تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
از براء اظهار قدرت و دفع تعجّب حال آورده ، و بايذ كه آنجه اظهار قدرت بمثال آورند ، عجيبتر از ممثّل باشذ . اكنون جون احوال ارتباط آيت :
« أَ فَلا يَنْظُرُونَ
با آيت ما قبل ، و آنكه اين آيت در مثال و نظير معانى آيت ما قبل فرموذه و بطريق اجمال كفته شذ . ديكرباره آمذيم با سر تفسير آيات :
« أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ »
« 1 » ، الى آخرها كه بذان مشغوليم . اين ضعيف بموجبى كه علماء سلف كفته‌اند كه : « الإبل السّحاب الّذى يحمل الماء للمطر » و وزير بلعمى كه از وزراء آل سامان بوذه ، و در عهد خويش بعلم و معرفت مشار اليه ، در كتابى از مصنّفات خويش در تأويل اين آيت لفظ ابل را بر ابر حمل مىكنذ نه بر شتر . جهت آنكه جون كفتيم كه مىبايذ كه آنجه عجبترين است فرموذه باشذ ، و شتر جيزى است كه همواره مىبينند ، و حيوانى است مانند ديكر حيوانات . و اكر جه خلقى عجب دارذ . امّا از راه حقيقت در تمامت اصناف همين تعجّب هست ، بلك در ديكر حيوانات زيادت است . و اكر از لفظ ابل ، شتر تصوّر كنند ، قطعا زيادت تعجّبى ننمايذ ، جه شتر جيزى است كه جون در وجود مىآيذ تا آخر عمر بر يك قرار و يك حال مىمانذ . و از آن هيج حال غريب ظاهر نمىشوذ ، بخلاف ابر كه بموجبى كه كفتيم ، ظاهرا وجودى ندارذ . و هر جند اسباب آن معيّن است ، امّا اكثر خلق از آن غافل باشند . و جماعتى نيز كه از آن غافل نباشند ، بيش ايشان فى نفس الامر كيفيّت آن مشكل نمايذ . خصوصا نزد جماعتى كه نه از وجود آن خبر داشته باشند ، و نه از سبب آن واقف باشند . و بينند كه ناكاه بىزيادت درنگى و مكثى باديذ و موجود كردذ ، و نور آفتاب را بذان عظمت مستور كردانذ ، و آسمان را نابيذا كنذ ، و از و برف و باران و صاعقه باديذ آيذ . و بيك طرفة العين طبيعت هوا را كه در بدن آدمى عظيم مؤثّر است ، مبدّل كردانذ . و زمين خشك را تر كنذ ، و روذخانها و سيلها از آن جارى كردذ ، و صحرا و خاك سياه را بواسطهء باريذن برف ، سبيذ كردانذ ، و در بعضى اوقات هوا را تا غايتى سرد كردانذ ، كه سبب هلاك آدمى و حيوانات و نباتات كردذ . و جون درين معانى تعجّب زيادتست . و آثار آن ظاهر ، و نصّ :
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما
هامش
( 1 ) - الغاشية ( 88 ) : 17 - 18