تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ أَ فَلا يَنْظُرُونَ »
« 1 » و آيات ما بعد آن اين كه :
« فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَ إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ »
« 2 » . در آيات ما قبل ، صفت حال دوزخيان و دوزخ و بهشتيان و بهشت كرده كه رجوع تمامت انسان با آنجاست تا جنانجه كفتيم : از آن متنبّه كردند و همواره آن معنى با خاطر آورند و از بذى برهيز كنند ، و بر افعال نيك مداومت نمايند . و بذان واسطه عاقبة الامر بهشتى كردند . جه ممكن نيست كه هركز كسى كه ازو افعال بذ صادر شود ، بسبب آن افعال در بهشت روذ ، و بحقيقت هر آنكه بكلّى از خيرات اعراض نمايذ ، و مرتكب شرك و معاصى شوذ ، ما وراء او دوزخ باشذ ، و آنجا جاويذ بمانذ ، و عذاب دوزخ او را مخلّد باشذ . و بيان آنكه خلود مردم در بهشت و دوزخ بجه وجه توانذ بوذ ؟ و جكونه تصوّر آن كرد ؟ كه بدنى بذين وجه كه مىيابيم ، با آنكه بعد از مفارقت روح ، ريزيذه و ناجيز باشذ ، در قيامت به همين شكل و هيأت و همين اعضا و جوارح زنده شوذ و جون زنده شوذ . در بهشت يا دوزخ جاويذان بمانذ . و تفسير آياتى كه در قرآن ، جهت خلوذ آمذه ، و معنى آن متناقض مىنمايذ ، و وجه موافقت معانى آن ، و رفع شبهت تناقض ، بطريق معقول و منقول در آخر كتاب سلطانيه و ذيل آن و در رسالهء نفايس الافكار فى تتمّة الاسرار بشرح و بسطى هر جه تمامتر كفته‌ايم ، از آنجا مطالعه بايذ كرد ، تا جون بر بعضى از حال تنعّمات بهشت و عذاب دوزخ بدلايل معقول و منقول واقف كردند ، متنبّه شوند . و از كردار بذ ببرهيزند . و در اعمال نيك آويزند ، [ 178 ] و حكمت آنجه حق تعالى در آيات ما قبل :
« أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ »
« 3 » . شرح بهشتيان و دوزخيان مىدهذ ، و ايشان را وعد و وعيد مىفرمايذ . و از آنجه جهت هر يك از بهشتيان و دوزخيان مرتّب و مهيّاست ، اخبار مىكنذ ، كه جون بهشت و دوزخ و احوال ايشان برابر جشم ايشان نيست ، و بذان واقف نشذه‌اند ، و از آن غافل‌اند و نمىدانند كه آنها باشذ يا
هامش
( 1 ) - الغاشية ( 88 ) : 1 - 17 ( 2 ) - ايضا : 21 - 26 ( 3 ) - ايضا : 17