رسيذ كه او اشرف و اكمل مخلوقات بوذه .
و مثال اين جنانست كه جون بذران خواهند كه فرزندان خوذ را تربيت كنند ، و ايشان را به جائى رسانند ، كه بمرتبهء علماء حقيقى رسند .
اوّل : معلّم حروف تهجّى بر سر ايشان آرند تا ايشان را تعليم [ دهذ ] ، و جون از آن فارغ كردند ، و معرفت آن حاصل كنند .
معلّم مركّبات الفاظ اباجاد بر سر آورند . و جون معرفت آن نيز حاصل كرده باشند ، بعد از آن .
معلم نحو و صرف و ادوات و امثال آن بياورند تا تعليم آن علوم كنذ . و جون بر حقيقت اين علوم واقف كشته باشند ، بعد از آن .
مدرّسى بياورند كه ايشان را ، [ 173 ] درس مقدّمات و مختصراتى كه در مبادى علوم حقيقى ساخته باشند ، بكويذ ، و شمّهء از آن بفهم ايشان رسانذ . و بعد از آن جون ايشان مستعدّ تحصيل علوم حقيقى كشته باشند .
عالمى كامل فاضل را كه بر فنون علوم واقف باشذ ، معيّن كردانند ، تا ايشان بيش وى تحصيل مىكنند ، و ايشان را ارشاد مىكنذ ، و هر يك بحسب استعداد و قوّت ذهن و ادراك اشياء بحقيقت معرفة اشياء مىرسند و تحصيلى فراخور حال خوذ مىكنند .
و جون اين مثال معلوم كشت ، ببايذ دانست كه اكر حقّ تعالى ، هم در مبدأ حال و اوّل خلقت نبى كاملتر از آنجه در آن زمان فرستاذه و آن عصر اقتضاء جنان نبى كرده بفرستاذى ، و فرموذى ، تا خلايق را ارشاد كنذ ، و ايشان را عارف اسرار الوهيّت كردانذ و باوامر و نواهى شريعتى دقيق مأمور فرمايذ ، صورت نبستى .
و اين معنى همجنان بوذى كه بذران جون خواهند كه فرزندان را تعليم كنند ، هم در مبادى حال بىآنكه ايشان را تعليم حروف هجا و مركّبات و ادوات و ديكر علوم ظاهرى كنند ، عالمى كامل محقّق را معيّن كنند تا آن كوذكان بنج ششساله را ، درين علم الهى و طبيعى و منطق و رياضيّات كويذ ، و همكنان را معلوم باشذ ، كه اكر كوذكى را درس اين علوم دقيق كويند ، معرفت او جند و جكونه باشذ ؟ و او را از آن تعليم
اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٣٢٨