و ازين تقرير معلوم مىشوذ كه معلّم و مكمّل اقوام و اصناف خلايق انبيااند و ايشانند كه بر مقتضى حكمت : « كنت كنزا مخفيّا فأردت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف » . در تعريف آن كنز مخفى سعى نمايند ، و اداء امانت معرفت او كنند بجماعتى كه اهل آن باشند ، به حكم آيت :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها »
« 1 » . و علوم دقيق عميق بخلق آموزند ، تا تمامت ايشان عارف معرفة اللّه شوند ، و غرضى كه ارادت ازلى را به حكم : « كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف » از تعريف آن كنز مخفى بوذه ، بواسطهء ايشان بحصول بيوندد .
و جون بواسطه انبيا عليهم السّلم ، خلايق بسيار را هر يك به مقدار استعداد خويش ، موهبت معرفة اللّه حاصل شوذ ، باز هر يك ازيشان واسطهء تعريف صفات او شوند ، تعالى و تقدّس ، و ديكران را از آن بياكاهانند ، و تشهير آن معانى كنند ، جنانجه اين اخبار در آن باب وارد است كه : « العلماء ورثة الأنبياء » و : « علماء امّتى كانبياء بنى اسرائيل » و « اصحابى كالنّجوم فبأيّهم اقتديتم اهتديتم » ، و در هر قرنى و عهدى و دورى همجنين انبيا و اوليا و كاملان را در ميان خلق بيذا كرده ، تا هر يك قومى كه بذيشان منسوب بوذهاند ، دون قومى ديكر تكميل مىكردهاند ، و ايشان را از ظلمت ضلالت و جهالت بنور هدايت مىرسانيذه ، و هيج كذام بتكميل تمامت خلايق و هدايت كافّهء طوايف به غير از خاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم مخصوص نبوذه .
جه كسى لايق تكميل جميع خلق عالم « اعلى اختلاف طبقاتهم » توانذ بوذ ، كه كاملترين نوع انسان باشذ . و مستغنى از دنيا و ما فيها با نفس او مؤثّر توانذ بوذ . در تمامت نفوس كاملان و غير كاملان اثرى عظيم توانذ بوذ ، و هر كس را از نفس كامل او حظّى باشذ ، و جمله نفوس بارشاد او محتاج كردند . و از اسرار الهى كه ديكر كاملان بر آن واقف نباشند ، مرا تنبيه كنذ ، و عموم خلق را هر يك به مقدار استعداد و قدر فهم ، به حكم : « كلّموا النّاس على قدر عقولهم » ارشاد فرمايذ : و بر مقتضى :
هامش
( 1 ) - النساء ( 4 ) : 58