تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
عالىتر شذه ، و رسولى كاملتر از رسول اوّلين بذيشان مىآمذه ، و ايشان را بنوعى اقوى ارشاد كرده ، و از كنز مخفى ذات يا صفات او ، صفتى غريب‌تر و دقيق‌تر و معنيى لطيف‌تر با ايشان مىكفته ، و امانتى نفيس‌تر از آنجه مىداشتند ، بديشان مىسبرده . و اكر سائلى كويذ كه : بتواتر و عنعنه رسيذه است و معلوم شذه ، و ما را محقّق كشته كه به غير از خاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم هر وقت كه رسولى كامل اولو العزم آمذه . بعد از وى جندين رسول ديكر بمرتبه فروذ او مبعوث كشته‌اند ، و خلايق را ارشاد كرده‌اند ، جكونه اين دعوى مسلّم توان داشت ؟ و اكر برين موجب بوذى ، بايستى كه هر رسول كه على سبيل التّواتر و التّوالى ، بس از ديكرى آمذى ، اكمل بوذى . و حال آنست كه بعد از موسى كه رسول مرسل اولو العزم بوذه ، جند بيغمبر ديكر كه بمرتبه فروذ او بوذه‌اند آمذه . جواب كوئيم كه : جون حكمت ايزدى اقتضا كرد كه مخلوقات در حيّز زوال باشند ، و هيج انسانى از نبى و ولى و حاكم و محكوم جاويذان زنده نخواهذ بوذ ، و مقدار عمر هر كس زمانى اندكست . و هر وقت كه رسولى آمذه ، و تكميل خلايق كرده ، دير يا زوذ از دار فنا بسراى بقا رفته ، و اقوام و امّت او بواسطهء غيبت وى در مقالت و كفت و كوى افتاذه‌اند و نزديك بوذه كه قواعد دين آن نبى هم در اوايل وضع منهدم شوذ ، و ارشاد خلايق باطل كردذ ، حقّ تعالى هم در دين وى ، جند نبى فرستاذه تا قواعد ملّت او نكاه دارند ، و آنج او كفته بخلايق رسانند ، و هم بر متابعت او بطريق ارشاد او خلايق را هدايت نمايند ، تا سعيى كه آن نبى در ارشاد خلايق برده باشذ ، باطل نكردذ . بواسطهء آنكه زمان ايشان اقتضاء نقصان كرده باشذ ، و آن قوم ناقص بوذه باشند . و جون نوبت نبوّت بخاتم النّبيّين عليه من الصّلوات اعمّها و من التّحيّات اتمّها رسيذ ، و زمان او مناسب حال او اقتضاء كمال مىكرد . بعد از آن بفرستاذن انبيا ، جهت محافظت قواعد شريعت او هيج احتياج نماند ، و ابواب نبوّت به مهر : « لا نبىّ بعدى » مختوم كشت . و بموجبى كه در ما قبل اين سؤال و جواب كفته شذ ، جندان‌كه استعداد خلق زيادت مىشذ ، نبى كاملتر مىآمذه ، تا وقتى كه بخاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم