تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
« خير الكلام ما قلّ و دلّ » معانى بسيار دقيق را در عبارتى جزل اندك آورذ . جنانجه هر كس كه مطالعه كنذ ، معنى ديكر مناسب حال خوذ از آن فهم كنذ ، مانند آنكه استاذى كه مهندس باشذ ، آلتى بسازذ كه از آن فوايد كوناكون حاصل شوذ ، و بوقت احتياج هر كس از آن آلت غرض خويش از آن حاصل توانذ كرد . مثلا جنان‌كه خيمه دوزى زيرك كه خيمهء بدوزذ ، كه وقتى آن را بجاى سايه‌بان توان زذ ، و وقتى بعوض [ 172 ] خيمه زمستانى ! و هر كس را كه بيكى ازين اقسام احتياج افتذ ، غرض خويش از آن حاصل توان كرد . و جون خاتم النّبيّين عليه الصّلاة و السّلم ، افضل و اكمل خلايق بوذه ، و تمامت احاديث و سخنان او ازين نمط و بذين وجه كه تقرير كرديم ، لا جرم بر مقتضاء :
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً
« 1 » ، و بحسب « بعثت الى الاسود و الاحمر » بتمامت خلايق مبعوث كشته و همه خلق را متابعت امر او واجب بوذه . و دليل برين كه تكميل جميع انسان « على اختلاف طبقاتهم » كسى توانذ بوذ كه اكمل خلق باشذ ، آنست كه از عهد آدم تا به زمان رسول عليه الصّلاة و السّلم ، هر وقت كه حقّ تعالى بيغمبرى را فرستاذه ، امّا مرسل و امّا غير مرسل ، بقومى معيّن فرستاذه . و آن نبى را جهت هدايت يك قوم مجرّد امر فرموذه ، و بعموم خلق تعلّق نساخته . جه جون انسان را تحمّل بار امانت حقّ تعالى مىبايست كرد ، تا ايشان از تحمّل آن بار نترسند و نفس ايشان از هيبت ادراك حقايق اشيا منهزم نشوذ . حكمت ازلى جنان اقتضا كرد كه آن امانات را بتدريج بذيشان سپارذ ، و بحسب مزيد استعداد حمل بار امانت متزايد مىكردانذ ، تا وقتى كه بغايت استعداد رسند ، و ايشان را قابليّت ادراك ، كه حقايق اشيا و معرفة اسرار ربّانى بازديذ آيذ و آنكاه آنجه خلاصهء امانت و زبدهء اسرار باشذ ، بذيشان سپارذ . و بذان واسطه رسولانى كه جهت ارشاد خلايق فرستاذه ، در مرتبهء متفاوت بوذه‌اند . و هر يك ارشاد يك قوم معيّن كرده‌اند . و جندان‌كه روزكار برآمذه ، و استعداد خلايق زيادت كشته ، مراتب انبيا نيز
هامش
( 1 ) - سبا ( 34 ) : 28